شبه یادداشتها
۱۵ خرداد ۱۴۰۱
نوع دوستی: معجزه ای که در دسترس همه است
"نوع دوستی، سرچشمه مهم معنا برای روان درمانگران و البته همه متخصصانی است که نه تنها خود را وقف کمک به رشد بیماران می کنند، بلکه معتقدند رشد یک بیمار، موج کوچکی می آفریند تا کسانی که زندگی همان یک نفر را که با او تماس دارند، با خود همراه کند و فایده بخشد.
این تاثیر زمانی بیشتر از همه مشهود است که بیمار بر مسند تاثیر گذاری تکیه زده باشد.(معلم، پزشک، نویسنده، کارفرما، رییس، مدیر کارکنان و سایر درمانگران)"
شبه یادداشتها
۱۴ خرداد ۱۴۰۱
نامه های ایرانی
منتسکیو متفکر، حقوق دان ، فیلسوف و نویسنده مشهور فرانسه دارای دو اثر بسیار شناخته شدهاست که عبارتند از:
شهرت سریع منتسکیو با نوشتن «نامههای ایرانی» در سال ۱۷۲۱ بالاگرفت. این نامهها مکاتبات دو نفر ایرانی را، که در فرانسه به گشت و گذار مشغول اند، نقل میکند و نظرات شان را در باره فرانسه و بهطور کلی اروپا، به لحنی طنزآمیز در میان میگذارد. این کتاب یکی از نمونههای نخسین دیالوگ فرهنگها به شمار میرود.
منتسکیو با انتشار کتاب «روح القوانین » در سال ۱۷۴۸ میلادی، علوم سیاسی را در ردیف فرهنگ فلسفی قرار داد. علاوه بر نظرات دوران باستان پیرامون اشکال مختلف حکومت (دموکراسی- سلطنتی- تحمیلی)، به تحقیق و تحلیل در ارتباط با اتکای آنها به طبیعت، به ویژه مرزهای جغرافیائی و شرایط آب و هوا، پرداختهاست. هنر وی در تشریح دولت به این مهم بازمیگردد که نه تنها به عنوان یک دستگاه سیاسی بلکه در رابطهای تنگاتنگ با خصلتهای اجتماعی، حقوقی، اقتصادی و اخلاقی آن ملت همچنین ارتباط میان مردمی و ساختار عمومی متأثر از عوامل طبیعی، مورد مداقه قرار دادهاست.
روح القوانین یکی از مهمترین آثار منتسکیو در جنبش روشنگری فرانسه محسوب میشود. این کتاب در تدوین اساسنامه ایالات متحده آمریکا و اساسنامه شورای انقلاب فرانسه در سال ۱۷۹۱مؤثر بودهاست.
منبع: ویکپدیا
شرح: ایران و مردمش برای جهان آنقدر ارزش داشته که متفکر بزرگ و حقوقدان کم نظیری مانند مونتسکیو آنچه را که فرانسه و غرب نیاز داشته از زبان دو ایرانی بیان می کند.
حال ما ودر این عصر پر آشوب چه باید انجام دهیم؟
پاسخ این است : بعنوان ایرانی باید هر ایرانی کوشش کند با کسب علم ، معرفت ،دانش ، آگاهی و کوشش شبانه روزی برای رسیدن به قله های افتخار چنان عمل کند که منتسکیوهای زمان آنچه را که سرزمین هایشان نیاز دارند و آنچه را که جهان نیاز دارد در قالب "نامه های ایرانی" بیان کنند.
این مهم نیز زمانی بدست می آید که مجددا از سرزمین ایران و در در عرصه دانش و هنر و ادبیات ، مشاهیری هم چون پور سینا، فردوسی، سعدی، حافظ، مولوی، خیام، خواجه نصیر طوسی ، خوارزمی و....ظهور کنند و در زمینه های اقتصادی ، ورزشی، هنری بار دیگر ایرانی ها حماسه ساز گردند.
نقطه آغاز
برای آن که چنین تحولی حاصل شود، هر کس که توانایی و استعدادی دارد، بویژه نوجوانان و جوانان باید از خود شروع کنند. ملتی که اکثریت آنان کتابخوان ، آگاه ، دانشمند و دانش دوست باشند به مذلت نخواهد افتاد.
شبه یادداشتها
۱۰ خرداد ۱۴۰۱
از گربه به مرغ دریایی
هر روز در حیاط کوچک خانه ما انواع گربه ها حضور پیدا می کنند تا جیره روزانه خود را دریافت کنند. چندی است که حال و روز و رفتار برخی گربه ها توجه مرا بخود جلب کرده است.چون یکی از این گربه ها از غذایی که جلویش می گذاریم دو لقمه بیشتر نمی خورد و بلافاصله می رود. .. سپس با فاصله زمانی اندک یکی دو گربه می آیند و بقیه غذا ها را می خورند. ضمنا در اکثر موارد نا چار می شویم غذایی بیشتر ی جلویشان بگذاریم.گویی آن گربه که قبلا آمده و دولقمه بیشتر نخورده بود حاتم طایی این موجودات و گربه فداکار است. نمی خورد و می رود تا گرسنه تر از خود را خبر می کند.
چند روز بیش اتفاق دیگری رخ داد و من جلوه عجیبی از ارتباط ما بین گربه ها و پرنده ها را دیدم. قبلا باید بگویم که محل اقامت ما تا دریا فاصله چندانی ندارد.به همین دلیل مرغهای دریایی در هوا پرسه می زنند. ولی هیچ وقت هیچ کدام به حیاط خانه ما نمی آیند.
آن روز جلوی یکی از گربه ها غذا گذاشتم ، یکی دو لقمه خورد و سپس سر را به این طرف و آن طرف و بالا گردانده قدری صبر کرد....گویی منتظر آمدن موجودی دیگر بود ...سپس بدون آن که بقیه غذا را بخورد رفت.
بلافاصله مرغ دریایی بر زمین حیاط ما نشست و غذاهایی را که گربه نخورده بود خورد و پر کشید و رفت.
آیا می توان حدس زد که گربه فداکار هم داریم؟
اگر چنین باشد انسانهایی که با کم فروشی ، گرانفروشی، احتکار ، و...غذا و سهم دیگران را می بلعند در کجای جدول انسان و حیوان قرار می گیرند؟
امیر تهرانی
شبه یادداشتها
۶ اردیبهشت ۱۴۰۱
مهم ترین عامل احساس خوشبختی چیست؟
بسیاری از ما انسانها، پول و ثروت، سلامتی، موفقیت در کار و...را عامل و یا عوامل احساس خوشبختی بشما می آوریم که در جای خود همگی از چنین ارزشی بر خوردارند. ولی وقتی بحث بر سر احساس درونی است موضوع فرق می کند.
کی گورنو نویسنده و پژوهشگر عصر حاضر این مطلب را یبا توصیف کرده است:
"بیایید از خود بپرسیم که برای خوشبختی انسان ها چه چیزی مهمتر است ... می توان گفت در ردیف نخست آنچه الزامی است، مطمئنا هیجانِ حاصل از ابراز وجود است.
هنگامی که موجودی از ابراز وجود محروم میشود، مجبور به بستن دهانش میشود، چه در سطح خانواده باشد چه در سطحی وسیع تر، این شخص احساس بدبختی میکند.
این ممنوعیت چه از خارج باشد و چه از درون، در هر حال راه خوشبختی را سد میکند.
کودکی را از ابراز وجود محروم کنید، ناگهان خشن یا برعکس توسری خور میشود. از دیدگاه روان شناسی، از نظر جسمی و روحی بیمار و احتمالا غیرقابل کنترل میشود. با رفتارش سعی میکند آنچه را ابرازش با کلام ممنوع شده، نشان دهد و همین واکنش در انواع سرکوب رخ میدهد. سرکوب در نهایت موجب احساس از خودبیگانگی، یعنی احساس غریبه بودن با خود میشود.
................
موضوع ابراز وجود بسیار وسیع است. فعلا به خاطر بسپاریم که فردی که در فعالیت های شغلی، خانواده یا دوستانش قادر به ابراز وجود نیست، بیشتر از سایرین احساس بدبختی و رنج میکند. به زبان دیگر، شخصی که در فعالیت شغلی، زندگی زناشویی یا خانوادگی یا میان دوستانش اثر وجودی ندارد، بیش از دیگران احتمال دارد به زندگی بیعلاقه شود."
امیر تهرانی
شبه یادداشتها
۵ خرداد ۱۴۰۱
در خدمت جامعه باشیم و یا نباشیم؟
ژوزف کمبل می گوید:
"انسان نباید در خدمت جامعه باشد، جامعه باید در خدمت انسان باشد. اگر انسان در خدمت جامعه قرار گیرد، یک دولت هیولایی خواهیم داشت، و این چیزی است که جهان را در این لحظه تهدید میکند."
بنظر من این یکسویه بودن نیز درست نیست. بلکه هم جامعه باید در خدمت انسان باشد و هم انسان در خدمت جامعه! برای این یکی ضریب اطمینان بیشتری وجود دارد ، چون هم انسان احساس مسئولیت می کند و هم جامعه نیز خود را متعهد می داند.
شما چه فکر می کنید؟
امیر تهرانی