شبه یادداشتها : دیروز و امروز

یادداشتهای روزانه از خرداد سال ۱۴۰۰ شمسی

شبه یادداشتها : دیروز و امروز

یادداشتهای روزانه از خرداد سال ۱۴۰۰ شمسی

کبوتر خرافاتی

اسکینر روانشناس معروفی که تحقیقات او هم به روانشناسی کمک کرد و هم به شدت در کارهای شستشوی مغزی اسیران جنگی ، خلافکاران ‌و ...:قرار گرفت و می گیرد جمله ای دارد که می گوید:

هرکس که بتواند کنترل کند( انسان و یا جامعه را) در اختیار گیرد می تواند خوشبختی و یا بدبختی و به زبان قدیمی‌ها سعد و نحس بیافریند.

اسکینر در این ارتباط آزمایش معروفی دارد که به«کبوتر خرافی»مشهور شده است. 

در این آزمایش  کبوتر در قفسی قرار داده می شود و یکبار برایش دانه ریخته می شود و‌همزمان چراغی چشمک زن روشن می شود.  کبوتری که نیمه شرطی شده است روشن شدن چراغ را پاداش حرکت به سمت دیگر قفس تلقی می کند و به سمت دانه می رود.

  سپس دو سه بار چراغ زده می شود ولی هیچ دانه ای ریخته نمی شود. در مرتبه دوم  کبوتر که از نیت کنترل کنندگان با خبر نیست به محض چشمک زدن  مجدد چراغها به سمت قسمتی از قفس می رود که در وهله قبل در آنجا دانه ریخته شده بود. 

 این بازی آن قدر ادامه می یابد که حتی وقتی دانه ریخته می شود و چراغ چشمک می زند کبوتر به سراغ آنها نمی رود. چون او نیز نا امید شده و لابد به گونه ای خود را بدبخت و گرفتار نحسی می داند..

اسکینر می گوید که همین در مورد انسانها صدق می کند، چون هر بار که کار انجام شود او خود را خوشبخت می داند و آنرا به حساب شانس خوب و سعادت می گذارد و هر بار که موفق نشود آنرا به حساب بد شانسی می گذارد. در حالی که موفق شدن او در آن کار از طرف یک منبع دیگر کنترل می شده است و او خود نمی دانسته است.

اگر هیچ کنترلی در کار نبود و شخص بطور کامل همه چیز را در اختیار داشت دیگر نمی توانستیم از خوشبختی و بد بختی ساختگی سخن بگوییم. اما تا زمانی که امور زندگی انسانها توسط دیگران و بویژه آن منابع قدرت کنترل شود که به چشم انسان نمی آیند و نهان هستند، تا آن زمان انسان به سعد و نحس ساختگی باور دارد و آن دو را حقیقی می پندارد.

نکته خطرناک و جنبه تاریک کار در این است که در خیلی از موارد انسان می فهمد و در می یابد که از طرف منبعی کنترل می شود و اگر تن به کنترل دیگران بدهد قدری خوشبختی در بستر زندگی او می خزد و می تواند شانه به شانه دیگران از سر بالایی زندگی بالا رود ، در این صورت بسیاری می پذیرند که بطور موقت هم که باشد از استقلال فکری خود دست بر دارند و تحت کنترل در آیند.

اصولاً انسان های ضعیف ، گرفتار، بدهکار، بیمار ، در مانده، عاری از هنرهای ثروت آفرین و موفقیت زا،  و انباشته از آرزوهایی که عملی نشده آن. و انسان های عقب مانده از جامعه و در گیر با بی عدالتی  اجتماعی بشدت به  سعد و نحس باور دارند.

امیر تهرانی

ونیز کوچک : شش میلیون نفر در سال از آن بازدید می کنند

شهر ونیز غالباً به «شهر کانال‌ها» معروف است. در منابع مختلف به اعداد متفاوتی اشاره شده:

برخی گفته‌اند که این شهر بیش از ۱۵۰ کانال دارد.

منبعی دیگر می‌گوید در مرکز تاریخی حدود ۱۷۷ کانال وجود دارد.

بنابراین می‌توان با تقریب گفت که ونیز دارای حدود ۱۵۰ تا ۱۸۰ کانال است.

تعداد بازدیدکنندگان سالانه

به نظر می‌رسد این عدد نیز بسته به منبع متفاوت است، اما چند تخمین معتبر بدین شرح‌اند:

برخی منابع می‌گویند ونیز تقریباً ۲۰ میلیون بازدیدکننده در سال دارد.

در گزارش‌های دیگر آمده است که در سال ۲۰۲۳ بیش از ۵٫۷ میلیون گردشگر (“tourist arrivals”) طی همان سال به ونیز سفر کرده‌اند.

یکی دیگر از منابع اعلام کرده که محدودهٔ تخمینی “روزانه تا حدود ۶۰٬۰۰۰ نفر” بازدیدکننده در سال ۲۰۱۷ بوده است.

مساحت ونیز تاریخی (بر روی آب)

مساحت بخش تاریخی ونیز که روی تالاب و جزایر قرار دارد حدوداً ۷ تا ۸ کیلومتر مربع است.

عدد دقیق‌تر در منابع رسمی: ۷.۶ کیلومتر مربع مساحت کل شهر ونیز (به همراه سرزمین اصلی – Mestre و Marghera)

اگر مناطق خشکیِ پیوسته به ونیز هم محاسبه شوند، مجموع مساحت رسمی شهرداری ونیز حدود ۴۱۴–۴۱۵ کیلومتر مربع است

یعنی مردمان این منطقه از ۸.۵ کیلومتر مربع و یا حتی دست بالا بگیریم از منطقه ای در حدود ۴۱۵

کیلومتر مربع در آمدی حدود حداقل پنج تا شش میلیارد دلار در سال در آمد دارند.

امیر تهرانی

زرنگی از نوع چینی ها

امروز گزارشاتی دیدم تصویری از پایان مذاکرات ترامپ و شی رییس جمهور چین! بنظر می رسید که چین باز از سیاست همیشگی خود استفاده کرده باشد: جلو می رود و عقب گرد می کند. چهره هردو رییس جمهور نشان می داد که فعلا بطور موقت کوتاه آمده اند. با دیدن این گزارش  یاد نکته ای افتادم که یکی از استادان دانشگاه چندی پیش اظهار کرد. او در یک سخنرانی گفت: پارسال به نخست وزیر سابق چین گفتم چرا شما با آمریکا درگیر نمی شوید؟ او گفت: «ما در سیلیکون ولی آمریکا یک بنیادی داریم که در آن چهار صد متخصص چینی مشغول مطالعه و تحقیقات هستند. این چهار صد نفر اگر در خیابانها و کوچه های سیلیکون ولی راه بروند برای ما آخرین اطلاعات مربوط به آی سی و هوش مصنوعی را ارسال می کنند. »

به زبان و بیان دیگر؛ ما چینی جر و بحث با آمریکا می کنیم و لی  چون  به پستانهای این گاو شیرده چموش چسبیده ایم، فقط گاه گاه و آنهم بصورت لحظه ای  نزدیک شاخ هایش می رویم و لی هیچ وقت روی شاخه این گاو وحشی خونریز نمی نشینیم.

امیر تهرانی

پاسخ عجیب یک‌دیوانه

یکی از کارهایی که عضدالدوله دیلمی کرد ساختن یک مرکزبرای نگاهداری از دیوانگان بود. روزی که از آن مرکزدیدن می کرد ، از دیوانه ای پرسید : حالت چطور است؟

 دیوانه پاسخ داد: از حال تو بهتر است.زیرا تو ظاهراً از ما دیوانه تری .

عضد الدوله پرسید : چطور من از تو دیوانه ترم؟

دیوانه پاسخ داد: چون تو پول مردم عاقل را می گیری و خرج ما دیوانه ها می کنی.

برخی اوقات ما دیوانگی می کنیم و وقت و پول و عمر خود را خرج کسی می کنیم که حتی به خود ما به چشم یک ناقص عقل نگاه می کند.

امیر تهرانی

فریدون خان! ما هم این املاک را به همین قیمت ها خریدیم.

عبدالحسین فرمانفرما از شاهزاده های مشهور قاجار بود که به مقامات سیاسی هم رسیده بود. او همیشه می گفت : من به اندازه کشور سوییس در ایران ملک وزمین و باغ دارم

فریدون خان راننده فرمانفرما نقل کرده بود:

یک روز فرمانفرما را به یک محضر در خیابان آشیخ هادی بردم. مدتی طول کشید تا بیاید ، وقتی آمد و در اتوموبیل نشست متوجه شدم که خیلی ناراحت است. فهمیدم ملکی را که می خواسته بفروشد به قیمت مورد نظرش نفروخته است.

خودش به من گفت: فریدون خان ملک فلان( نام جایی ) را هم فروختیم.

من گفتم: حضرت اشرف سلامت باشد ، هرچه آن خسرو‌کند شیرین بود.

دوباره فرمانفرماگفت: حقیقت این است که بدون رضا و رغبت فروختم.

من گفتم: ملک ملک حضرت اشرف است و مختارند خدا سلامتی بدهد.

اتوموبیل کمی جلو گرفت و فرمانفرما مجددا گفت؛ اما فریدون خان باور کن که خیلی ارزان و‌مفت فروختیم.

گفتم : تن شما سلامت باشد، این پولها ارزشی ندارد، بچه ها بزرگ شده اند و خرج دارند، مهم نیست.

وقتی به در باغ خانه فرمانفرما  رسیدیم و وقتی می خواست از اتوموبیل پیاده شود، گفت: فریدون ! فقط تو میدانی که ما هم این املاک و زمین ها را به همین قیمت ها خریده ایم.

منظور ش قیمت مفت و یا حتی مجانی بوده است.

این است پول دار شدن های افسانه ای! 

امیر تهرانی