شبه یادداشتها : دیروز و امروز

یادداشتهای روزانه از خرداد سال ۱۴۰۰ شمسی

شبه یادداشتها : دیروز و امروز

یادداشتهای روزانه از خرداد سال ۱۴۰۰ شمسی

شبه یادداشتها: منطق قدرت در جهان امروز


شبه یادداشتها 

2 تیرماه 1401

منطق قدرت در جهان امروز

 رابرت گرین  در کتاب قانون جنگ می نویسد:

"مانند هر گونه نزاعی، تعارض اخلاقی، دو شکل تهاجمی و تدافعی دارد. هنگامی که شما در معرض تهاجم قرار می‌گیرید، به طور جدی تلاش کنید اعتبار دشمن را نابود سازید.

 پیش از انقلاب آمریکا و در جریان حوادث آن، مبلغ بزرگ، ساموئل آدامز، اعتبار انگلیس را به منظور برقراری عدالت، آزادی خواهی و تمدن نشانه گرفت. او یک تصویر غیراخلاقی از انگلیس نشان داد. بهره برداری منابع مستعمرات و محرومیت مردم از فرایندهای دمکراتیک از مواردی بود که آدامز به آن تأکید داشت. به تدریج افکار عمومی نسبت به انگلستان تغییر کرد و حتی کسانی که موافق رفتارهای دیپلماتیک این کشور بودند، نسبت به عقایدشان دچار تردید شدند.

آدامز برای پیشبرد اهداف خود، در نقد سیاست‌های دیپلماتیک انگلستان مبالغه می‌کرد و بارها بر رفتارهای مستبدانه‌ی آنها تأکید داشت. تصویری که او از انگلستان به نمایش گذاشت، منصفانه نبود و خدماتی را که آنها در مستعمراتشان انجام داده بودند، را عامدانه نادیده می‌گرفت. هدف او نه تنها منصفانه نبود، بلکه باعث جنگ شد. او می‌دانست که مستعمره نشینان مبارزه نخواهند کرد؛ مگر با این انگیزه که، مانع شرارت بیشتر انگلستان در منطقه می‌شوند.

برای از بین بردن اعتبار اخلاقی دشمن خود بی پروا باشید. همه چیز را مطلق در نظر بگیرید؛ خیر یا شر، سفید یا سیاه. سخت است که مردم را برای مبارزه در یک منطقه‌ی خاکستری آماده کنیم."

نکته تاسفبار در این ارتباط این است که این تز جدید قدرتها به انسان ها نیز سرایت کرده و می رود که اکثریت جامعه ها به انسان گرگ انسان است تبدیل شود. 

شبه یادداشتها 31 خرداد 1401 چرا بیشتر از بدبختی ها حرف می زنیم؟


شبه یادداشتها

31 خرداد 1401

چرا بیشتر از بدبختی ها حرف           می زنیم؟  

ادامه مطلب ...

شبه یاددا شتها : چهار کشف جدید در باره انسان


شبه یادداشتها

30 خرداد 1401


چهار کشف جدید در باره انسان

امروزه دریافته اند که فرمول دکارت: من فکر می کنم پس هستم کافی نیست بلکه فرمول جدید این گونه ارایه شده است:

من دریافت می‌کنم، من می‌توانم،  من اراده می‌کنم، من هستم.». 

در ضمن  «من می‌توانم» و «من اراده می‌کنم»، تجربیات لازم برای هویتند.

 این مسأله ما را از این موضع توجیه ناپذیر در درمان که بیمار اول حس هویت پیدا می‌کند و بعد عمل می‌کند، می‌رهانَد.

 برعکس، او هویت را حین عمل یا دست کم در امکان انجام عمل تجربه می‌کند.

امیر تهرانی

شبه یادداشتها: دزدی که اخطار می داد

شبه یادداشتها

30 خرداد 1401


دزدی که اخطار می داد

دزد دزدی می کند ، چپاول می کند، مال مردم به یغما می برد ، واگر بپرسید چه می کنی؟ حتما خواهد گفت : کار می کنم، معاش خانواده تهیه می کنم، و...اما مولوی سراینده کتاب جاودانه مثنوی معنوی گویا دزدی را سراغ داشته که دزدی می کرده ولی درضمن یک  حرف راست می زده و اخطار  می داده است. خدا پدر چنین دزدی را بیامرزد،!:

این مثل بشنو که شب دزدی عنید 

   در بن دیوار حفره می‌برید
 نیم‌بیداری که او رنجور بود        طقطق آهسته‌اش را می‌شنود 
 رفت بر بام و فرو آویخت سر        گفت او را در چه کاری ای پدر  
خیر باشد نیمشب چه می‌کنی  

  تو کیی گفتا دهل‌زن ای سنی  

در چه کاری گفت می‌کوبم دهل       گفت کو بانگ دهل ای بوسبل 

 گفت فردا بشنوی این بانگ را         نعره یا حسرتا وا ویلتا
 آن دروغست و کژ و بر ساخته سر      آن کژ را تو هم نشناخته
،مثنوی دفتر سوم قطعه ۱۲۸

امیر تهرانی

شبه یادداشتها : چرا از بعضی هامی گریزیم؟

شبه یادداشتها

۲۹ خرداد ۱۴۰۱

چرا از بعضی ها می گریزیم؟

کی گورنو: "محیط و رفتار های دیگران ممکن است در شما موجب رفتارهای گوناگونی شود که طیف آن از مهربانی زیاد تا خشونت و دشمنی گسترده خواهد بود. 

هدف همه‌ی رفتارها آن است که درگیر نشوید و با شخصی که بیش از همه        می تواند ترس وجودی شما را بیدار کند در ارتباط قرار نگیرید. 

این رفتارها با ترس‌های سطحی مربوط به موقعیت‌ها، مانند ترس از نداشتن فضای حیاتی یا امکان اظهار وجود در مقابل دیگران مخفی می‌شود."

با اندکی تغییر

امیر تهرانی