شبه یادداشتها : دیروز و امروز

یادداشتهای روزانه از خرداد سال ۱۴۰۰ شمسی

شبه یادداشتها : دیروز و امروز

یادداشتهای روزانه از خرداد سال ۱۴۰۰ شمسی

شبه یادداشتها ‌:چرا بی قانونی رواج می یابد؟



شبه یادداشتها

چرا بی قانونی رواج می یابد؟ 

افلاطون فیلسوف یونان باستان ریشه این مشکل را در بازیهای دوران کودکی دانسته و می گوید:


"اگر بازی، قانون نداشته باشد، کودکان هم به بی‌قانونی خو می‌گیرند و زمانی که بزرگ شدند، مردان وظیفه‌شناس و درستکار نخواهند بود." 


امیر تهر انی


شبه یادداشتها :هر گز با خوکها کشتی نگیر!

شبه یادداشتها

هر گز با خوکها کشتی نگیر!

جرج برنارد شاو نویسنده شوخ طبع ایرلندی جمله زیبایی دار که به بارها خواندن می ارزد:

"مدتها پیش آموختم که نباید با خوک کشتی گرفت، خیلی کثیف می‌‌شوی و مهم‌تر آنکه خوک ار این کار لذت می‌برد."

قطعا منظور برنارد شاو از خوکها همان خوک جانور داخل اصطبل نیست، بلکه او نیش تند قلمشرا در این گفته کوتاه متوجه انسانهای خوک صفت و پلید و بد سیرت و لجوج ساخته است. آنانی که نام آدم ر وی خود گذارده اند ولی از آدمیت بویی نبرده اند.

امیر تهرانی

شبه یادداشتها: راز اصلی بروس لی

شبه یادداشتها

راز اصلی بروس لی

بروس لی بنیانگذار کاراته جیت کاندو و یا تعمیم  دهنده آن معتقد بود:

"جنگجوی موفق یک مرد معمولی با تمرکزی در حد لیزر است."

این اصل در همه چیز صدق می کند. از کارهای علمی گرفته تا شغل و حرفه ، ورزش و، نگارش، خواندن و...همه به تمرکز لیزر مانند نیاز دارند. 

تمرکز که حاصل آید، موفقیت نیز در دسترس خواهد بود. 

امیر تهرانی

شبه یادداشتها : آمدن یا آوردن


شبه یادداشتها

آمدن یا آوردن

یک نفر نویسنده و فلسفه گر فرانسوی حرفی در باره جهان سوم زده که هم  الهام بخش است  و هم گریه آور:

" جهان سوم جایی است که مردمانش به فکر " آمدن" یک روز خوب هستند. ولی هرگز به فکر "  آوردن" آن نیستند. "

این نه تنهادر باره جهان سو م بلکه در باره بسیاری از  خود جهان سومیها هم  صدق می کند. آنها بدنبال ثروتند بدون آنکه در پی آن  باشند، بدنبال تحول هستند بدون آنکه برایش کار   کنند و زحمت بکشند، می خواهند در علم و دانش پیشرو باشند فقط به گذشته می نازندو... .

امیر تهرانی

شبه یادداشتها :من یک غاز نیستم

شبه یادداشتها

من یک غاز نیستم

دیوید هیوم فیلسوف معروف یک مثال جالب در مورد تبعیت از دیگران دارد که در آن به شرح حال یک غاز می پر دازد:

"دهقانی به یک غاز غذا می دهد. ابتدا حیوان ترسو مردد است و به این فکر می کند که: «چه اتفاقی افتاده است؟ 

چرا او به من غذا می دهد؟» موضوع هفته ها ادامه پیدا     می کند تا اینکه بالاخره تردیدهای غاز از بین می رود. بعد از چند ماه غاز مطمئن می شود که: «من در قلب دهقان جا دارم.». 

هرچه این غذا دادن ادامه می یابد تاییدی بر این باور او است. در حالی که غاز کاملا از خیرخواهی دهقان مطمئن شده است. یک روز در کمال ناباوری از قفسش بیرون کشیده می شود و کشاورز سرش را می برد. این غاز قربانی تفکر استقرایی شده است. تفکری با گرایش ترسیم نوعی یقین و اطمینان عالم گیر بر پایه مشاهدات منفرد."

با جوانان خود صحبت کنید پای درد دلشان صبورانه بنشینید متوجه خواهید شد که بسیاری از  آنان به یک غاز فکری تبدیل شده اند. بطوریکه هرچه درو کنندگان که همان پاشندگان دانه می باشند  بگویند اینان بدون کوچکترین تحقیق و بررسی باور می کنند. 

دیوید هیوم، فیلسوف قرن هجدهم، این تمثیل را برای هشدار دادن نسبت به خطرات این نوع تفکر به کار  می برد. 

پس این  تنها غازها نیستند که در دام این نوع از تفکر گرفتار می شوند بلکه برخی از انسانها نیز خواسته و ناخواسته گوش به حرفهای بی اساس شکارچیان دارند که در اصل همه یک سخن می گویند: هرچه دارید و به هرچه باور دارید بدور بریزید که حقیقت فقط و فقط در توبره ماست. 

امیر تهرانی