شبه یادداشتها : دیروز و امروز

یادداشتهای روزانه از خرداد سال ۱۴۰۰ شمسی

شبه یادداشتها : دیروز و امروز

یادداشتهای روزانه از خرداد سال ۱۴۰۰ شمسی

شبه یادداشتها:نباید به خودمان دروغ بگوییم:

شبه یادداشتها

نباید به خودمان دروغ بگوییم:

  مارک منسن :"امانوئل کانت فهمید که بین احترام به خود و احترام به جهان، پیوندی اساسی وجود دارد. ارزش هایی که هویتِ ما را تعریف می‌کنند الگوهایی هستند که در تعامل‌مان با دیگران به کار می‌بریم، و تنها وقتی می‌توانیم با دیگران کمی پیشرفت داشته باشیم که این پیشرفت را در خودمان ایجاد کرده باشیم. وقتی زندگیِ سرشار از خوشی و رضایتِ درونی را دنبال می‌کنیم، در واقع داریم از خودمان به عنوان وسیله ای برای رسیدن به اهدافی لذت‌بخش استفاده می‌کنیم. پس بهتر کردن خود به معنی تقویتِ شادی بیشتر نیست، بلکه به معنی تقویتِ احترام به خود است. این که به خودمان بگوییم بی ارزش و ناچیزیم، به همان اندازه اشتباه است که به دیگران بگویم بی ارزش و ناچیزند. دروغ به خود به اندازه دروغ به دیگران غیراخلاقی است. صدمه به خود به اندازه‌ی صدمه به دیگران نفرت انگیز است. دوست داشتن خود و یا مراقبت از خود چیزی نیست که لازم باشد آن را یاد بگیرید و یا تمرین کنید. این‌ها چیزهایی هستند که از نظر اخلاقی موظفید در خود تقویت کنید، حتی اگر تنها چیزهایی باشند که برای‌تان مانده‌اند. "


شبه خاطرات: خود فرامو‌شی های خطرناک

شبه خاطرات

خود فرامو‌شی های خطرناک

یکی از علت های اصلی مشکلات ما این است که همیشه روی مشکلات دیگران  آنقدر تمرکز می کنیم که مشکلات خود را فراموش می کنیم. برای  یگران آن قدر راه حل سراغ داریم و با جمله هایی مانند : 

-ایکاش این کار را کرده بود و بهمان کار راانجام نداده بود،

-باید مهندس می شد نه بازرگان  

و مانند اینها... در حقیقت آموز گار همه ایم بجز خودمان! 

شاید اگر وضع خو دمان را سر وسامان می دادیم و در کار دیگران سرک نمی کشیدم، آن وقت می توانستیم به دیگران کمک کنیم. 

امیر تهرانی


زن در جهان کمونیسم و زن در جهان سرمایه داری

زن در  جهان کمونیسم چگونه بودو زن در جهان سرمایه داری چگونه است:

بنظر می آید که در هردو مکتب سیاسی اقتصادی  زنها  از یک روش زندگی همراه با محاسن و معایب برخوردار بودند. 

در غرب  زن اگر ظاهر آراسته نداشته باشد، شیک پوش نباشد و در یک کلام به مذاق مردان خوش نیاید امکان این که کاری بیابد اندک است. مگر آنکه او از تخصص بسیاز بالایی بر خوردار باشد که زور تخصص او بر سیستم غربی بچربد و 

کا ر را بچنگ آورد. البته برای کارهای خیلی سطح پایین چنین چیزی لزوما مورد نیاز نیست و لی برای آن که مقامی و منزلتی بدست آورد در شرکت و یا اداره ای استخدام شود ظاهر شیک از جمله ملزومات است. با این وصف ممکن است استثنا ء هایی هم وجود داشته باشد که  اندک شمارند. 

در ارتباط با کمو نیسم که دیگر بظاهر وجود ندارد  اسلونکا دراکولیچ گفته ای دارد:

"حکومت‌های نوپایِ کمونیستی در آن زمان - البته تا زمانی که برافتادند - وظایفی مهم‌تر از تولیدِ لوازم آرایش بر عهده داشتند، وظایفی همچون بازسازی کشور که در جنگ ویران شده بود، یا چون صنعتی کردنِ کشور و برق رسانی. لنین شعاری داشت که محبوبِ مردم بود: کمونیسم یعنی برق رسانی به اضافه‌ی قوانین شورایی. در برنامه‌های پنج ساله ای که مردان می‌نوشتند البته جایی برای مسائل پیش پاافتاده ای مثل لوازمِ آرایش نبود. زیبایی شناسی مساله‌ای روبنایی و از جعلیات «بورژوازی» بود. به علاوه، زنانی که در برابر قانون با مردان مساوی بودند، دیگر چه نیازی داشتند که برای جلبِ رضایتِ مردان از آن همه لوازم و ترفندهای آرایشی استفاده کنند؟ البته زنان اگر گرسنه هم بودند، باز دلشان می‌خواست زیبا باشند، و ربط مستقیمی میانِ زیبایی و تساوی حقوق ادعایی حکومت نمی‌دیدند؛ یا بهتر بگوییم، این تساوی برای آنان فقط این معنا را داشت که باید پابه‌پای مردان کار کنند و ثابت کنند که حتی از لحاظِ جسمی هم با آنان برابرند. زنان در عرصه‌های مختلفِ سازندگی فعال بودند، در ساختِ بزرگراه‌ها، در معادن، در مزارع، در کارخانه‌ها - زنِ ایده آلِ کمونیست زنی سالم و قوی بود که ظاهرش تفاوتِ چندانی با یک مرد نداشت. اگر زنی لباسی زیبا می‌پوشید عنصرِ مشکوکی به حساب می‌آمد که گاهی لازم بود درباره‌اش تحقیق شود. اعضای حزب کمونیست در یوگسلاوی تا سال‌ها بعد از جنگ هم اگر می‌خواستند با زنی ازدواج کنند که ظاهر مشکوکش به وضوح بر اصل و نسبِ «بورژوایی» او دلالت می‌کرد، می‌بایست رسما از حزب درخواستِ مجوز می‌کردند."

امیر تهرانی


شبه یادداشتها: چرا در میان مردم محبوب نیستیم؟

شبه یادداشتها

چرا در میان مردم محبوب نیستیم؟ 

ا

راستش محبوبیت گروهی و عمومی نیاز به هوش،  و قت شناسی، صبر و حوصله ما دارد. دیگر این که فکر برتری جویی را باید کنار بگذاریم:

 دانیل گلمن نویسنده معاصر  راهنمایی خوبی در این ارتباط دارد:

"دو اشتباه مهم که تقریبا همیشه باعث طرد شدن شما از یک گروه می‌شود، این است که سعی کنید خیلی زود رهبری گروه را در دست بگیرید و ثانیا خود را با موقعیت موجود گروه هماهنگ نکنید. این دقیقا همان کاری است که بچه های نامحبوب انجام می‌دهند.

آنها به زور خودشان را داخل جمع می‌کنند، خیلی زود یا با قلدری سعی می‌کنند بازی را عوض کنند، یا عقیده‌ی خودشان را مطرح کنند و یا به سادگی با دیگران مخالفت کنند (تلاش آشکار برای جلب توجه) و شگفت آن که همین اعمال موجب طرد شدن یا مورد بی اعتنایی قرار گرفتن آنها می شود. 
برعکس بچه‌های محبوب و پرطرفدار، قبل از وارد شدن به گروه، مدتی را به تماشای آنها می‌گذرانند تا در جریان امور قرار گیرند و سپس کارهایی که مورد قبول آنهاست انجام می‌دهند. این بچه‌ها قبل از آن که ابتکار عمل را در دست گیرند و به اعضای گروه فرمان دهند منتظر می‌شوند تا اعتبار لازم را به دست آورند."
امیر تهرانی

 

شبه یادداشتها: آیا دین خرافات است؟(2)

شبه یادداشتها

خرافات(2)

چگونه است که برخی دین را خرافات می دانند؟

در نوشتار پیشین در باره خرافات ودر پاسخ به این پرسش   که خرافات چیست نوشتم که  از عصر روشنگری به بعد اعتقاد به شبح، سحر و جادو، فال بینی، پیشگویی، جن زدگی، نحس بودن روزها و افراد، نحس بو دن اعداد، شب هنگام آب روی آتش ریختن، اعتقاد به این که هذچه تقدیرمان باشد باید مقاومت نکنیم  و نبا ید  بدنبال تغییر و تحول باشیم  و مانند اینها همگی جزو خر افات طبقه بندی شدند.

ادیان الهی نیز بسیاری ا ز موارد فوق مانند فال بینی، پیشگویی، نحسی

، شبح و اشباح، سحر و جادو را مردود می دانند و روی آوردن به جن  و چنین موجوداتی را کاری بیهوده و عبث بشمار می آورند.

از نظر ادیان هیچ واقعه و حا دثه ای خارج از حیطه کنترل خداوند نیست

 و این که انسان خلیفه خداوند بر روی زمین است و با کار و کوشش و پیروی از حق و عدالت و قانون می تواند بر مشکلات پیروز شده و البته باید در همه حال به  خداوند اعتماد و توکل داشته باشد. 

برتراندراسل ریاضیدان و فیلسوف انگلیسی چه گفت؟ 

در یک مصاحبه که کاپلستون فیلسوف مشهور انگلیسی با بر تراندراسل بعمل آورد از او پرسیده بود:بهترین کشور دنیا کدام کشور است؟ 

راسل بلافاصله پاسخ داده بود: سوئد بهترین کشور دنیاست. 

کاپلستون گفته بود: ولی در آنجا مردم زیاد خود کشی می کنند. 

  راسل گفته بود: بله چون دین ندارند و لا مذهبند به همین دلیل خودکشی می کنند. 

این در حالی بود که راسل در ابتدای همین مصاحبه گفته بود که  مردمان دیندار و مذهبی افراد تنبلی هستند و می خواهند بدینوسیله از وظیفه ای که دا رند شانه خالی کنند. 

اکنون پرسش مهم این است که چرا 

چرا افرادی مانند برتراند راسل، نیچه، فروید و... با دین مخالفند؟ 

کتابی که رازهای پنهان 7 چهره    مشهو ر را افشار کرد:

در یکی از نوشتار های همین وبلاگ از کتابی سخن گفتم که اخیرا با عنوان:

"7 فیلسوف بد کردار"   منتشر شده و از زندگی خصوصی اشخاصی مانند  ژان ژاک روسو، شوپنهاور، نیچه، فروید، برتراندراسل، ژان پل سارتر و پل فولکیه پرده پرداشته  است. اسناد و مدارک این کتاب حکایت از آن دارند که تمام افکار و گفته ها و نوشته های اینان که همه بر مدار بی خدایی و مبارزه با دین و اخلاق دور می زند بخاطر وجود مشکلات و عقده های شخصی این هفت بد کردار بوده است.

بر این اساس می توان این پرسش را مطرح کرد که:

آیا آنان که در شیپور بی خدایی و بی دینی می دمند  ودین را خرافات جلوه می دهند  از سر عقده های شخصی، جاه طلبی، خودخواهیشان نیست که چنین می کنند؟

امیر تهرانی