شبه یادداشتها
28 مهر 1401
ذهن مشتعل: یاد گار یک رییس
جمهور
دکتر 'ابوبکر زین العابدین عبدالکلام' که چند سال رییس جمهور هند و یکی از بزرگترین دانشمند ان تاثیر گذار این سرزمین بشمار می آمد در تاریخ 27 جولای 2015 میلادی مصادف با دوشنبه 5 مرداد 1394 در سن 83 سالگی و در حالی که مشغول سخنرانی بود درگذشت.
مرگ او همه ملت هند را عزا دار کرد و آنان هفت روز عزای عمومی در اندوه از دست دادن وی اعلام کردند.
وی علاقه ویژه ای نسبت به کودکان داشت.
وقتی کودکی از وی پرسید : 'دشمن ما کیست؟'
کلام گفته بود: 'فقر'.
سپس او کتاب 'ذهن مشتعل' را در پاسخ به همان کودک که از وی پرسیده بود 'دشمن ما کیست؟' به نگارش درآورد.
امیر تهرانیشبه یادداشتها
27 مهر 1401
ازدواج چیست؟ پیدا کردن نیمه گمشده؟
ازدواج، یک اتحاد دوباره ی جفت های جدا شده از یکدیگر است. ما انسانها در اصل یکی بوده ایم ولی اکنون در جهان دوتا هستید. خوشبختانه ازدواج درک این یگانگی روحی را می آموزد .
جوزف کمبل نویسنده معروف می گوید:
" ازدواج با ماجرای عاشقانه فرق میکند، و با آن ارتباطی ندارد. سطح اسطوره شناختی دیگری از تجربه است. هنگامی که افراد با این نیت ازدواج میکنند که یک ماجرای عاشقانه ی بلندمدت را آغاز نمایند، خیلی زود از یکدیگر جدا میشوند، زیرا همه ی ماجراهای عاشقانه به ناکامی منتهی میشوند. اما ازدواج، درک نوعی یگانگی روحی است. چنانچه زندگی مناسبی داشته باشیم، و ذهنمان در رابطه با شخصی از جنس مخالف، معطوف به کیفیت های مناسبی باشد، همسر مذکر یا مؤنث خود را پیدا خواهیم کرد. اما چنانچه با علایق جسمانی خاصی اغوا شویم، با شخص نامناسبی ازدواج خواهیم کرد. از رهگذر ازدواج با شخص مناسب، تصور خدای مجسم را بازسازی میکنیم."
امیر تهرانی
شبه یادداشتها
مراحل هفتگانه تحقیر روح
روح غیر مستقیم نیزتحقیر می شود و این فقط و فقط بستگی به انتخاب خود انسان دارد.
برخی انتخابهای ما انسانها همان تحقیر روحمان است.
جبران خلیل جبران نویسنده لبنانی
مراحل هفتگانه تحقیر روح را این گونه فهرست کرده است:
هفت بار روح خویش را تحقیر کرد: نخستین بار هنگامی بود که برای رسیدن به بلندمرتبگی، خود را فروتن نشان میداد.
دومین بار آن هنگام که در مقابل فلجها میلنگید.
سومین بار آن زمان که در انتخاب خویش بین آسان و سخت، آسان را برگزید.
چهارمین بار وقتیکه مرتکب گناهی شد و به خویشتن تسلی داد که دیگران هم گناه میکنند.
پنجمین بار آنگاهکه به علت ضعف و ناتوانی از کاری سر باززد و صبر را حمل بر قدرت و تواناییاش دانست. ششمین بار زمانیکه چهرهای زشت را تحقیر کرد در حالی که نمیدانست آن چهره، یکی از نقابهای خود اوست.
و هفتمینبار وقتی که زبان به مدح و ستایش گشود و انگاشت که فضیلت است.
شبه یادداشت
5 مهر ماه 1401
مشهور بودن یا مفید بودن؟
در یکی از دبیرستان های بروکلین آمریکا پرسشنامهای توزیع شده و در آن از دانش آموزان سؤال شده بود، «دلتان میخواهد چکاره شوید؟».
دو سوم دانش آموزان پاسخ داده بودند، «یک آدم مشهور.».
آنها اصلا این تصور را نداشتند که باید از خود مایه بگذارند تا چیزی به دست آورند.
به این سخن جوزف کمبل باید اضافه کرد که مفید بودن برای جامعه، هدفی مقدس داشتن، از روی وجدان و تعقل و بر اساس حقیقت دیگران را راهنمایی کردن هم شهرت می آورد و هم........... جاودانگی!
امیر تهرانی