یک شب شخصی بر حسب اتفاق کلید خانه خود را در خانه اش گم کرده بود و بر حسب اتفاق از خانه خارج شده و در را بسته بود و به همین دلیل نمی توانست وارد خانه اش شود.
این نا اگاه و ره گم کرده می دانست که کلید خانه را در خانه اش گم کرده چون عقلش کشان کشان کار می کرد در بیرون از خانه و در پرتو نور چراغ کوچه در بدر حیران و سرگردان بدنبال یافتن کلید خانه اش می گشت.
در این حیص و بیص همسایه او را دید که چشمان بزمین دوخته ودر جستجوست.
همسایه که نمی دانست جوینده کلید عقلش را هم گم کرده به کمک او آمد تا با هم کلید را پیدا کنند.
خوب مشخص بود که نتیجه جستجو بجایی نخواهد رسید.
پس از جستجو ی طولانی جرقه ای در ذهن همسایه زده شد و از جوینده کلید او پرسید:
اگر تو کلید را در منزل گم کرده ای، چرا در خیابان دنبال آن می گردی؟
جوینده پاسخ داد: چون در خیابان نور بیشتر است!
خیلی اوقات ما کلید زندگی را در خانه مان و یا در ذهنمان گم کرده ایم ولی در جایی دیگر بدنبال آن هستیم.
برخی از ایام نیز چنین است که اصلا بدنبال کلید نیستیم بلکه فقط قفل َسیاه را در دست گرفته و از دیگران می پرسیم: شما نمی دانید این قفل چگونه باز می شو د؟
طبیعی است که در این گونه اوضاع و احوال هر کس نظری می دهد و جوینده نا آگاه همه آن روشها را امتحان می کند تا قفل کلا از کار می افتد و یا می شکند.
امیر تهرانی
در کشور سوئد هر پروژه کاری حداقل ٢ سال و یا بیشتر طول میکشد تا نهایى شود، حتى اگرپروژه مورد نظر بسیار ساده باشد.
این قانون در این کشور حکمفرماست. . مردم این کشور معمولاً تعداد زیادى جلسه برگزار میکنند، بحث میکنند، بحث میکنند، بحث میکنند و جدی بحث می کنند و علمی بحث می کنند و تخصصی بحث می کنند و به آرامى و با احتیاط علمی کار را جلو می میبرند. بر اساس همین روش علمی و محتاطانه است که سوئد که فقط حدود 450000 کیلومتر مربع وسعت و حدود 9 میلیون نفر جمعیت دارد صنایعی با شهرت جهانی دارد مانند:
ولوو،
اسکانیا،
ساب،
الکترولوکس
و اریکسون و البته ده ها و ده ها مر کز و موسسه موفق صنعتی و علمی دیگر، با آینده ای تضمین شده!در حالی که در خاورمیانه همه چیز با عجله و بدون احتیاطکاری علمی و فنی صورت می گیرد و نتیجه آن این است که کشور های این منطقه حتی بزرگترین آنان نمی توانند هم چون این کشور کوچک بدرخشند.
منبع :rezaiba. blogfa. com
امیر تهرانی
شبه یادداشتها
برخی اوقات بعضی از ما انسانها کار را از سر دل سیری و یا فقط بخاطر آنکه دیگران استفاده می کنند بدون رعایت ضابطه و قاعده لازم په پایان می بریم.
ولی هیچ بعید نیست که آن محصول فاقد ضوابط اصولی نصیب خودمان و یا یکی از عزیزانمان گردد.
اشتباه غیر قابل جبران آن نجار
یک نجار مسن به کارفرمایش گفت که می خواهد بازنشسته شود تا خانه ای برای خود بسازد و در کنار همسر و نوههایش دوران پیری را به خوشی سپری کند.
کارفرما از اینکه کارگر خوبش را از دست می داد، ناراحت بود ولی نجار خسته بود و به استراحت نیاز داشت.
کارفرما از نجار خواست تا قبل از رفتن خانه ای برایش بسازد و بعد بازنشسته شود. نجار قبول کرد ولی دیگر دل به کار نمی بست، وچون می دانست که کارش آیندهای نخواهد داشت، از چوب های نامرغوب برای ساخت خانه استفاده کرد و کارش را از سر سیری انجام داد.
وقتی کارفرما برای دیدن خانه آمد، کلید خانه را به نجار داد و گفت: این خانه هدیه من به شما است، بابت زحماتی که در طول این سال ها برایم کشیده اید. نجار خشکش زد؛ چون او در تمام این مدت در حال ساختن خانه ای برای خودش بوده و حالا مجبور بود در خانه ای زندگی کند که اصلاً خوب ساخته نشده بود.
امیر تهرانی
شبه یادداشتها
4 مهر ماه 1401
امروزه روال کار دنیا این گونه شده است، با هر که روبرو می شوی بلافاصله می گوید: "گوش بده ببین من چه می گویم!"
ولی کسی پیدا نمی شود و یا خیلی نادر اتفاق می افتد،شخصی پیدا شود که بگوید:من آماده ام گوش بدهم ببینم شما چه می گویید.
اگر احیانا شما اشکالی وارد کنید و یا کلمه ای بگویید شخصی که در حال قبولاندن نکته مورد نظر خود به شماست، بلادرنگ می گوید:آستانه تحمل شما برای شنیدن نظر دیگران خیلی کم است.
در حالی که خود او اصلا تحمل شنیدن ایراد، جواب و اشکال گرفتن شما را ندارد. اگر در حضور او باشید، شما را مورد اهانت و بد گو یی قرار می دهد، اگر از طریق فضای مجازی باشد شما را بلاک می کند.
امیر تهرانی