شبه یادداشتها : دیروز و امروز

یادداشتهای روزانه از خرداد سال ۱۴۰۰ شمسی

شبه یادداشتها : دیروز و امروز

یادداشتهای روزانه از خرداد سال ۱۴۰۰ شمسی

شبه یادداشتها : ۲۵ شهریور ۱۴۰۰ شمسی: خطرناکترین جمله...


شبه یادداشتها

۲۵ شهریور ۱۴۰۰ شمسی


خطرناکترین جمله  

 چرچیل نخست وزیر بگور رفته انگلستان می خواندم که می تواند زنگ خطری برای بسیاری از سرزمینها باشد. و آن جمله خطر ساز که او گفته این است:


"هندوستان یک مفهوم جغرافیایی است، مثل خط استوا، و نه به معنی یک ملت متحد."


اگر دقیق به مفهوم این جمله بیاندیشیم آنگاه متوجه می شویم که : 

 چرا هند و پاکستان همیشه باهم در تقابلند، چرا در خود هندوستان هزار فرقه فکری وجود دارد، چرا لیبی ناگهان به بیغوله تبدیل می شود، چرا مردم سوریه باهم به جنگ می پردازند، چرا در عراق داعش پید ا         می شود و چرا در سرزمین ها ی غیر اروپایی و بخصوص خاورمیانه ای ده ها گروه و دسته تشکیل می شود و هر کدام سازی بخصوص را به صدا در می آورند وچرا  امواج تفرقه و جدایی بجای اتحاد و همدلی در میان مردمان این سرزمین ها پخش می شود.

امیر تهرانی

ح.ف

شبه یادداشتها :۲۵ شهریور ۱۴۰۰ شمسی: عیب کار ما در همین است که...(بخش یکم)



شبه یادداشتها

۲۵ شهریور ۱۴۰۰ شمسی

عیب کار ما در همین است که...(بخش یکم)


دیروز در سایت جستجوی اسناد گزارشی می خواندم مبنی بر این که آقای دکتر صادق آئینه وند گفته است که کتابهای زنبور عسل را موریس مترلینگ بلژیکی ننوشته ، کتاب سینوهه نیز توسط هیچ نویسنده خارجی به نگارش در نیامده است و همه اینها ساخته و پرداخته ذهن خود ذبیح الله منصوری است.

واقعا اگر آقای آئینه وند این سخن را گفته باشند جای تاسف بسیار دارد...احتمالا ایشان استاد دانشگاه هم هستند...و قطعا این موضوعات نادرست را به دانشجویان هم منتقل می کنند...چون کتاب زنبور عسل یکی از معروفترین کتابهای نوشته شده توسط موریس مترلینگ است ، چنانکه کتاب موریانه را هم نوشته است.

و کتاب سینوهه توسط کنستانتین ویرژیل گئورگیو نوشته شده است، یعنی همان کسی که کتاب "محمد پیامبر اسلام" را نوشته است. این دو نویسنده هردو برنده جایزه نوبل در رشته ادبیات بودند و با یک بررسی مختصر در دایره المعارفها و یا در ویکپدیا آقای دکتر متوجه می شدند که اینها ساخته و پرداخته ذهن  ذبیح الله منصوری نبوده است.

ما نمی دانیم و گویا نمی خواهیم که بدانیم...

امیر تهرانی

ح.ف

شبه یادداشتها :۲۴ شهریور ۱۴۰۰ شمسی: مجمسه داریوش شاه در شهر برلین




 شبه یادداشتها

۲۴ شهریور ۱۴۰۰  شمسی

مجمسه داریوش شاه در شهر برلین

در شهر برلین  اداره پست تاریخی  وجود دارد که یکی از دیدنیهای این شهر به شمار می آید. این پست مرکزی به پست سلطنتی نیز معروف بوده چون در دوران پادشاهی پروس ساخته شده است. بر یکی از دیواره های اصلی این اداره و در بیرون آن مجسمه ای از چهره داریوش شاه هخامنشی بعنوان نخستین  بنیانگذار پست جهانی نصب شده است.دیدن چهره شاه هخامنشی در یک شهر و در یک کشور خارجی  برای ایرانیان و دوستداران ایران مسرت بخش است.

همین نشان می دهد که ذهن جهان بیدار است و اکثریت مردم جهان حقایق تاریخی را درک می کنند. منتهی هر ملتی خود باید معرف تاریخ خود باشد.

امیر تهرانی

ح.ف




شبه یادداشتها :۲۴ شهریور ۱۴۰۰ شمسی :مجمسه داریوش شاه در شهر برلین




 شبه یادداشتها

۲۴ شهریور ۱۴۰۰  شمسی

مجمسه داریوش شاه در شهر برلین


در شهر برلین  اداره پست تاریخی  وجود دارد که یکی از دیدنیهای این شهر به شمار می آید. این پست مرکزی به پست سلطنتی نیز معروف بوده چون در دوران پادشاهی پروس ساخته شده است. بر یکی از دیواره های اصلی این اداره و در بیرون آن مجسمه ای از چهره داریوش شاه هخامنشی بعنوان نخستین  بنیانگذار پست جهانی نصب شده است.دیدن چهره شاه هخامنشی در یک شهر و در یک کشور خارجی  برای ایرانیان و دوستداران ایران مسرت بخش است.

همین نشان می دهد که ذهن جهان بیدار است و اکثریت مردم جهان حقایق تاریخی را درک می کنند. منتهی هر ملتی خود باید معرف تاریخ خود باشد.

امیر تهرانی

ح.ف


حکایت سفیر روس و کشک و بادنجان


حکایت سفیر روس و کشک و بادنجان

نظرآقا یمین‌السلطنه با لهجهٔ ترکی شیرین خود می‌گفت: وقتی من خیلی جوان و در وزارت خارجه مترجم بودم، میرزا تقی‌‌خان امیرکبیر هر وقت سفرای خارجه را می‌پذیرفت مرا برای مترجمی احضار می‌نمود. روزی وزیرمختار روس ضمن مذاکره پیرامون یک موضوع سرحدی تقاضای بی‌مناسبتی داشت. امیرکبیر که هیچ‌گاه گوشش به شنیدن حرف‌های بی‌مورد بدهکار نبود، وقتی که مطلب را ترجمه کردم، در جواب گفت: از وزیرمختار بپرس که هیچ کشک و بادنجان خورده‌ای؟
وزیرمختار از این سؤال تعجب کرد. گفت بگوئید: خیر. امیر گفت: پس به وزیرمختار بگو، ما در خانه‌مان یک فاطمه خانم جانی داریم که کشک و بادنجان را خوب درست می‌کند. این دفعه وقتی که فاطمه خانم جان کشک و بادنجان درست کرد، یک کاسه هم برای شما خواهم فرستاد تا بخورید و ببینید چقدر خوش‌مزه است. آی کشک و بادنجان، آی فاطمه خانم.
وزیرمختار گفت: به امیر عرض کنید خیلی ممنونم. اما در موضوع مورد گفت‌و‌گوی سرحدی چه می‌فرمائید؟ برای امیر ترجمه کردم. امیر در جواب اظهار داشت: به وزیرمختار بگوئید آی کشک و بادنجان، آی فاطمه خانم جان، و همین. تا بالاخره وزیرمختار همین که دید جز آی کشک و بادنجان، آی فاطمه خانم جان جواب دیگری نمی‌شنود با کمال یأس از جای برخاست و تعظیم کرد و مرخصی گرفت و رفت.

[امیرکبیر و ناصرالدین‌شاه، به کوشش سید علی آل داود، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۳۹۸، ص ۵۵۶-۵۵۷]

به نقل از alkhazanah.com

امیر تهرانی

ح.ف