شبه یادداشتها : دیروز و امروز

یادداشتهای روزانه از خرداد سال ۱۴۰۰ شمسی

شبه یادداشتها : دیروز و امروز

یادداشتهای روزانه از خرداد سال ۱۴۰۰ شمسی

شبه یادداشتها : ۲۱ شهریور ۱۴۰۰ شمسی : سال ۲۱۱۴ فاش خواهد شد




شبه یادداشتها

۲۱ شهریور ۱۴۰۰ شمسی

سال ۲۱۱۴ فاش خواهد شد


الیف شافاک و یا همان الف شفق نویسنده مشهور ترکیه که تاکنون کتابهای پرفروشی مانند ؛ ملت عشق، پنهان، حرامزاده استانبول و...را نوشته که بزبان های مختلف ترجمه و به فروش رسیده  است  و درضمن ارادت خاصی به جلال الدین محمد مولوی شاعر و عارف بزرگ ایران و شمس تبریزی استاد مولوی دارد و این ارادت در اغلب کتابهای او آشکار است، کتابی نیز بنام " آخرین تابو" دارد.

طبق خواسته این خانم نویسنده ترک  قرار است که کتاب  آخرین تابو در سال ۲۱۱۴ چاپ و منتشر شود. 

از آنجا که همه تابو ها بر ملا شده اند، میماند که به این حدس برسیم که این نویسنده هوشمند برای نوه های خود ارثیه ای ارزشمند گذارده است. 

زیرا ۹۰ سال دیگر نه او  و نه همسرش و احتمالا هیچ یک از فرزندانش در قید حیات نخواهند بود. بلکه این نوه های او هستند که کتاب چاپ نشده مادر بزرگ را به چاپ راسانده و از مزیتهای مادی و فرهنگی آن بهره مند می شوند...اگر چنین باشد ، باید خانم شافاک را جزو هوشمند ترین نویسندگان تاریخ نگارش به حساب آورد.

امیر تهرانی

ح.ف

شبه یادداشتها : ۲۰ شهریور ۱۴۰۰ شمسی : از جهنم تا بهشت فقط یک دقیقه راه است


شبه یادداشتها

۲۰ شهریور ۱۴۰۰ شمسی

از جهنم تا بهشت فقط یک دقیقه راه است


در حاشیه تقویم یک داستان آموزنده  از یک استاد ژاپنی  آورده شده بود که درسی آموزنده برای شناخت مسیر از جهنم‌تا بهشت و فاصله زمانی لازم برای طی این  مسیر است:

"در یک حکایت قدیمی ژاپنی آمده است: روزی یک جنگجوی سامورایی از استاد خود می‌خواهد که مفهوم بهشت و جهنم را برایش توضیح دهد. استاد با حالتی اهانت آمیز پاسخ می‌دهد: «تو آدم نادانی بیش نیستی و من نمی‌توانم وقتم را با افرادی مثل تو تلف کنم.»

سامورایی که غرورش جریحه دار شده است برافروخته و خشمگین می‌شود، شمشیرش را از ، آرام می‌گیرد، شمشیرش را غلاف می‌کند، در برابر استاد خود سر تعظیم فرو می‌آورد و از او به خاطر این بصیرت تشکر می‌کند.

استاد بلافاصله می‌گوید: «این همان بهشت است.»
هوشیاری سریع سامورایی در مورد آشوب و اضطراب درونی خود، به خوبی تفاوت اساسی میان اسیر بودن در یک احساس و آگاه بودن از آن را نشان می‌دهد. سقراط هنگامی که می‌گوید: «خودت را بشناس» به این نکته کلیدی در هوشیاری عاطفی اشاره دارد که باید به احساس خود در همان زمان که در حال ابراز آن هستیم، آگاهی داشته باشیم."

 امیر تهرانی

ح.ف

شبه یادداشتها :۲۰ شهریور ۱۴۰۰ شمسی : خود اگاهی ما چند ثانیه پس از مرگ



شبه یادداشتها

۲۰ شهریور ۱۴۰۰ شمسی 

خود اگاهی ما چند ثانیه  پس از مرگ


دیروز گزارشی از اعدام لاووازیه شیمیدان معروف فرانسوی خواندم که اکنون بدنبال مرجع اصلی آن می گردم. در این گزارش آمده است که لاووازیه حتی در هنگام مرگ بدنبال تحقیقات علمی بود:

"پس از وقوع انقلاب در فرانسه تعدادی کثیری توسط دستگاه گیوتین اعدام شدند. افرادی که بسیاری از آنها در به ثمر رسیدن انقلاب نقش بسزایی داشتند .یکی از این افراد فیزیکدان و شیمیست معروف "لاووازیه" بود.

نقل شده است: لاووازیه بعد از اینکه به اعدام با گیوتین محکوم شد تصمیم گرفت در آخرین لحظات زندگی هم به علم خدمت نماید .

او به شاگردان خود گفت: احتمالا جایگاه حواس و شعور انسان می بایست در سر ( مغز ) انسان باشد، بنابراین پس از جدا شدن سر از بدن احتمالا باید تا چند لحظه هنوز حواس و هشیاری فرد کار بکند .

شما پس از اینکه سر من به وسیله گیوتین قطع شد فورا آن را روی دست بالا بگیرید، من شروع به پلک زدن می کنم شما تعداد پلک زدن های مرا بشمارید تا زمان تقریبی از بین رفتن هشیاری و مرگ کامل به دست بیاید .

پس از اینکه لاوازیه اعدام شد سر او را بالا گرفتن و او بیش از ده بار پلک زد و این واقعه در تاریخ به ثبت رسید.

پس از مرگ لاووازیه لاگرانژ گفت: تنها یک لحظه وقت آنان برای بریدن آن سر صرف شد و شاید یک‌صد سال زمان نتواند سر دیگری همانندش بوجود آورد.

آنتوان لاووازیه را در سال 1794 کشتند در حالیکه 51 سال داشت."

امیر تهرانی

ح.ف

شبه یادداشتها : ۱۹ شهریور ۱۴۰۰ شمسی : ترس از ترس دردی را دوا نمی کند؟


شبه یادداشتها

۱۹ شهریور ۱۴۰۰ شمسی

ترس از ترس دردی را دوا نمی کند؟


من در این ارتباط پیش از این نیز مطلب نوشته ام. اما در این نوشتار  قبل از شروع متن کوتاه زیر را که لارس اندرسون نوشته می آورم و سپس مطلب خود را می نگارم:

"آگاهی تمام عیار از خطر - یا دلمشغولی مدام به آن - خطری بزرگ‌تر از همه خطرهایی است که ما را تهدید می‌کنند. حرف من این نیست که ما در جهانی زندگی می‌کنیم که آکنده از خطر نیست. مثلا کاملا روشن است که گرم شدن زمین می‌تواند پیامدهای بسیار هولناکی برای تمامی کره زمین داشته باشد. در بسیاری از شهرهای بزرگ افراد در زمان های معینی از شبانه روز باید از رفت‌و‌آمد در برخی از ناحیه‌های شهر بپرهیزند. چون با این خطر مواجه هستند که مورد حمله قرار گیرند و احتمال آن هم کم نیست؛ و باید در موقع رد شدن از جاده و خیابان حتما به دو طرف آن نگاه کرد و مواظب بود. پدیده‌های گوناگونی هستند که باید مراقبشان باشیم و از آنها بترسیم. اما مساله اینجاست که به نظر می‌رسد ما همه چیز را از منظر ترس می‌بینیم."


دو روز پیش من برای آخرین بار برای مداوی واریس پا نزد پزشک معالج رفتم و او آخرین تزریقات ماده اسکلروزان را انجام داد.روز بعد که بانداژ را باز کردم متوجه شدم قوزک و پاشنه  پای راست من متورم شده و رنگ قرمز به خود گرفته است.

 خوب اینها می تواند نشانه های لخته خون در پا باشد و خدای ناکرده به آمبولی ریوی منجر شود که اغلب نتایج مایوس کننده در بر دارد. به مطب پزشک معالج زنگ زدیم گفتند پا را بالا بگیرید.گرفتیم.غروب درد ، سوزش و تیر کشیدن هم اضافه شد. حدود دو ساعت استراحت کردم . همچنان مشکل ادامه داشت. با خود فکر کردم من پزشک نیستم و این ممکن است که لخته آنرا بوجود آورده باشد و یا مشکل دیکری باشد.


با خود فکر کردم اگر تا صبح صبر کنم یک شب جهنمی را با خیالات گذرانده ام. پس بجای گذران شب با ترس از  ترس به بیمارستان رفتم. پزشک قلب و عروق را فراخواندند. او معاینه دقیق کرد و تشخیص عفونت داد و این که صد در صد لخته وو ترومبوز و آمبولی در کارنیست.

رئیس بخش اورژانس نیز با چند پزشک جوان هم آمدند و معاینه و بررسی کردند تشخیص آلرژی و حساسیت دارویی دادند.آنها هم گفتند مشکل لخته در کار نیست. همراه با فرزند عزیزم که زحمت همه ما در این گونه موارد به گردن اوست به خانه برگشتم و راحت خوابیده و صبح به سراغ پزشک خودم رفتم  که او هم گفت لخته و ترمبوز و آمبولی در کارنیست(طبق گفته پزشکان)!

وقتی راه و چاره هست بجای گذران عمر با ترس و خیال باید از آن وسیله و چاره استفاده کرد. ترس از ترس دردی را دوا نمی کند.

امیر تهرانی

ح.ف



 

شبه یادداشتها :۱۹ شهریور ۱۴۰۰ شمسی : گزارش کوتاه از یک تشییع جنازه


شبه یادداشتها

۱۹ شهریور ۱۴۰۰ شمسی

 گزارش کوتاه از یک تشییع جنازه

امروز فیلم تشییع جنازه ژان پل بلموندو  هنر مند محبوب فرانسه را دیدم که در آن رئیس جمهور فرانسه و همسرش شرکت کرده بود و جنازه بتوسط افراد نظامی  اسکورت می شد. خیلی از مروم می گریستند. برخی کف می زدند. تعجب هم ندارد. اینها همان مردم بودند که وقتی دختر ویکتور  در گذشت که تقریبا نیمه مجنون بود و عمری در حالت جنون بسر برد ، حدود یک میلیون نفر از مردم فرانسه به احترام  خالق بینوایان ویکتور هو گو  و پدر این دختر مجنون در تشییع جنازه او شرکت کردند.

بنابر این  پر واضح است که در کشوری مثل فرانسه  ادبیات، فلسفه ، دانش ، هنر ، ورزش، موسیقی ، زیبایی گرایی و وطن پرستی حرف نخست را میزنند. 

امیر تهرانی

ح.ف