شبه یادداشتها : دیروز و امروز

یادداشتهای روزانه از خرداد سال ۱۴۰۰ شمسی

شبه یادداشتها : دیروز و امروز

یادداشتهای روزانه از خرداد سال ۱۴۰۰ شمسی

شبه یادداشتها: ۲۶ شهریور ۱۴۰۰ شمسی : سرنوشت جام جم


شبه یادداشتها

۲۶ شهریور ۱۴۰۰ شمسی

سرنوشت جام جم 

در منابع مربوط به تاریخ باستان ایران گفته شده که  جمشید شاه و یا کیخسرو جامی داشتند اسرار آمیز که      می توانستند با نگاه کرن درون آن جهان را نظاره کنند.

پیش از این که به سرنوشت جام جم اشاره کنم از قول پرفسور ادوارد براون  و از کتاب یکسال در میان ایرانیان گزارشی را می آورم که در ارتباط با وسائل جهان بینی است.

براون در یکی از شهرهای ایران با یک پیشگوی ایرانی ملاقات می کند و ایرانی سعی می کند توجه پرفسور براون را به قدرتهای شگرف خود جذب کند،  از جمله آن که به او می گوید : شما هر چه را که می خواهید در هر جائی که می خواهید پنهان کنید و من با نگاه کردن بدرون جامی بر نجین مکان اختفای شئ مورد نظر شما را نشان    می دهم.

براون این مطلب را در کتاب " یک سال در  میان ایر انیان "  مطرح کرده است که کتابی مشهور است و اطلاعات خوبی در مورد ایران دوره قاجار بدست می دهد.

اما جام جهان بین خود یک شی و یا یک وسیله اسطوره ای است که در فرهنگ و ادب ایران نیز جای ویژه خود را دارد.از این جام که به جام  گیتی‌نما ی جمشید و کیخسرو معروف است ، گزارشهای گوناگونی در دست است از جمله آن که در یک روایت نقالی آمده است که جام جم از دست جمشید شاه باستانی  رها شده و در رود جیحون افتاده است .بر خی گزارشات اساطیری می گویند که این جام در دخنه رستم است. و گزارشات اساطیری می گویند که این جام مجددا در دستان کیخسرو شاه دیگر باستانی ایر ان قرا ر گرفت و او آنرا در رود خانه جیحون یافت.

اگر پیگیری پرونده جام‌جهان بین جمشید و کیخسرو شاهان قدیم ایران ممکن نباشد ولی می توان ادعا کرد که دانش و صنعت جدید جام جهان نمایی ساخته که امروزه در دستان اکثریت مردم کره زمین قرار گرفته است. بله موبایل و یا همان تلفن همراه را می گویم که بشرط وصل شدن به اینترنت شما می توانید با هر کس که بخواهید در آن طرف کره زمین صحبت کنید و او را ببینید. این دستگاه که به احتمال مانند تراشه کوچکی می شود و در کف دستان بشر قرار می گیرد که زحمت حمل و نگهداری نیز نداشته باشد سر انجام به جام جهان نمایی تبدیل می شود که باستانیان در پی داشتن آن بودند.

امیر تهرانی

ح.ف


شبه یادداشتها : ۲۶ شهریور ۱۴۰۰ شمسی : یک تکه از مغزش پریده بود


شبه یادداشتها  

۲۶ شهریور ۱۴۰۰ شمسی


یک تکه از مغزش پریده بود

عشق خوب است و می تواند سرچشمه گذشتها باشد، می تواند موجب خلاقیت شود، می تواند پیوندها را قوی و ممکن سازد، می تواند بسازد و بهبود بخشد.می تواند نا ممکن ها را ممکن سازد.

اما اگر عشق حالت وسواسی بخود گیر حتما درد سر آفرین خواهد شد و چه بسا بجای آن که بسازد همه چیز را بسوزد. فقط هوشمندی و آگاهی و دانستن و اراده قوی انسان را از عشق بیمار گونه دور می نماید.

عشق اگر به شیدایی و بیخودی برسد پریشانی ببار می آورد. من نمونه آن را سراغ دارم . سالها پیش مدیریت بازرگانی شرکت و کارخانه آبرومندی را داشتم. مدیر عامل ۴۶ ساله این شرکت ناگهان عاشق منشی ۱۹ ساله شرکت شد. هر چه با او صحبت شد اثری نبخشید. با خانواده اش که بسیار محترم بودند مشکلات فراوان پیدا کرد. شبها درخیابانها به راه می افتاد و د ر اطراف خانه دختر قدم می زد.

او انواع قرصهای خواب آور را مصرف می کرد و اثر نمی بخشید. روزی درشرکت حالش دگر گون شد و او را به بیمارستان بردیم. در آنجا از او الکترو آنسفالوگراف و یا همان نوار مغزی گرفتند. مطلبی که آنجا به ما گفتند خیلی عجیب بود: یک تکه از مغزش پریده است...این جمله را کسی که از اوونوار مغزی گرفته بود گفت. منظورش این بود که بیمار دچار آترفی یا کوچک شدن یکی از بطن های مغز شده است.


عشق هم‌باید با خرد و دانایی و هوشمندی همراه بوده و عشق یک سویه نباشد .عشق یک سویه حاکی از ضعف شخصیتی است.

امیر تهرانی

ح.ف






شبه یادداشتها : ۲۵ شهریور ۱۴۰۰ شمسی: خطرناکترین جمله...


شبه یادداشتها

۲۵ شهریور ۱۴۰۰ شمسی


خطرناکترین جمله  

 چرچیل نخست وزیر بگور رفته انگلستان می خواندم که می تواند زنگ خطری برای بسیاری از سرزمینها باشد. و آن جمله خطر ساز که او گفته این است:


"هندوستان یک مفهوم جغرافیایی است، مثل خط استوا، و نه به معنی یک ملت متحد."


اگر دقیق به مفهوم این جمله بیاندیشیم آنگاه متوجه می شویم که : 

 چرا هند و پاکستان همیشه باهم در تقابلند، چرا در خود هندوستان هزار فرقه فکری وجود دارد، چرا لیبی ناگهان به بیغوله تبدیل می شود، چرا مردم سوریه باهم به جنگ می پردازند، چرا در عراق داعش پید ا         می شود و چرا در سرزمین ها ی غیر اروپایی و بخصوص خاورمیانه ای ده ها گروه و دسته تشکیل می شود و هر کدام سازی بخصوص را به صدا در می آورند وچرا  امواج تفرقه و جدایی بجای اتحاد و همدلی در میان مردمان این سرزمین ها پخش می شود.

امیر تهرانی

ح.ف

شبه یادداشتها :۲۵ شهریور ۱۴۰۰ شمسی: عیب کار ما در همین است که...(بخش یکم)



شبه یادداشتها

۲۵ شهریور ۱۴۰۰ شمسی

عیب کار ما در همین است که...(بخش یکم)


دیروز در سایت جستجوی اسناد گزارشی می خواندم مبنی بر این که آقای دکتر صادق آئینه وند گفته است که کتابهای زنبور عسل را موریس مترلینگ بلژیکی ننوشته ، کتاب سینوهه نیز توسط هیچ نویسنده خارجی به نگارش در نیامده است و همه اینها ساخته و پرداخته ذهن خود ذبیح الله منصوری است.

واقعا اگر آقای آئینه وند این سخن را گفته باشند جای تاسف بسیار دارد...احتمالا ایشان استاد دانشگاه هم هستند...و قطعا این موضوعات نادرست را به دانشجویان هم منتقل می کنند...چون کتاب زنبور عسل یکی از معروفترین کتابهای نوشته شده توسط موریس مترلینگ است ، چنانکه کتاب موریانه را هم نوشته است.

و کتاب سینوهه توسط کنستانتین ویرژیل گئورگیو نوشته شده است، یعنی همان کسی که کتاب "محمد پیامبر اسلام" را نوشته است. این دو نویسنده هردو برنده جایزه نوبل در رشته ادبیات بودند و با یک بررسی مختصر در دایره المعارفها و یا در ویکپدیا آقای دکتر متوجه می شدند که اینها ساخته و پرداخته ذهن  ذبیح الله منصوری نبوده است.

ما نمی دانیم و گویا نمی خواهیم که بدانیم...

امیر تهرانی

ح.ف

شبه یادداشتها :۲۴ شهریور ۱۴۰۰ شمسی: مجمسه داریوش شاه در شهر برلین




 شبه یادداشتها

۲۴ شهریور ۱۴۰۰  شمسی

مجمسه داریوش شاه در شهر برلین

در شهر برلین  اداره پست تاریخی  وجود دارد که یکی از دیدنیهای این شهر به شمار می آید. این پست مرکزی به پست سلطنتی نیز معروف بوده چون در دوران پادشاهی پروس ساخته شده است. بر یکی از دیواره های اصلی این اداره و در بیرون آن مجسمه ای از چهره داریوش شاه هخامنشی بعنوان نخستین  بنیانگذار پست جهانی نصب شده است.دیدن چهره شاه هخامنشی در یک شهر و در یک کشور خارجی  برای ایرانیان و دوستداران ایران مسرت بخش است.

همین نشان می دهد که ذهن جهان بیدار است و اکثریت مردم جهان حقایق تاریخی را درک می کنند. منتهی هر ملتی خود باید معرف تاریخ خود باشد.

امیر تهرانی

ح.ف