شبه یادداشتها : دیروز و امروز

یادداشتهای روزانه از خرداد سال ۱۴۰۰ شمسی

شبه یادداشتها : دیروز و امروز

یادداشتهای روزانه از خرداد سال ۱۴۰۰ شمسی

شبه یادداشتها : ۲ مهرماه ۱۴۰۰ شمسی : هیچ و همه چیز ...همه چیز و هیچ


شبه یادداشتها

۲ مهرماه ۱۴۰۰ شمسی

هیچ و همه چیز ...همه چیز و هیچ


عنوان شبه یادداشت امروز قدری مبهم است و لی آنرا ازشخصی بنام  ایون دشان  وام گرفته ام که یک نویسنده ، هنرپیشه و گوینده رادیویی در کاناداست. او یکبار گفته بود:ما  هیچ چیز نداشتیم و همه چیز در برنامه داشتیم؛ این جوانان همه چیز دارند و هیچ چیز در برنامه ندارند. باید توجه داشت که او درمورد جوانان کشور ی مانند کانادا حرف می زند که مقصد آرزویی خیل مشتاقان در سراسر دنیاست که بروند و آنجا زندگی کنند.با این حساب تکلیف  گروه انبوهی از جوانان در کشورهای خاورمیانه ناگفته واضح است که به چه صورت می گذرد: اصلا برنامه خاصی نه خودشان دارند و نه بر ایشان 

بر نامه ریزی شده است.

به همین دلیل است که تاکنون هیچ کس بجز یک دانشمند پاکستانی منظورم شادروان پرفسور عبدالسلام فیزیکدان معروف است نتوانسته جایزه علمی نوبل را دریافت کند. هیچ نویسنده ای در سطح جهان از این کشورها ظهور نکرده اند.

و از سرزمین خودمان فقط مرفسور مریم میرزا خانی بود که در سطح جهانی درخشید و لی بیماری سرطان دفتر زندگی او رابست.

 بغیر از دو مورد فوق یک مکتشف  تاثیر گذار، یک مخترع  تحول بر انگیز از این سرزمین ها  بدنیا تحویل داده نشده است. 

در حالی که هفتصد سال و یا بیشتر سرنوشت  جهان علم در دستان دانشمندان سرزمین خودمان مانند فارابی، ابوریحان، محمد زکریای رازی، ابن سینا، خیام ، خواجه نصیر طوسی، خوارزمی و...بود. به مدت ششصد سال کتابهای رازی و ابن سینا تنها کتابهای معتبر تدریس پزشکی و معالجه بیماران بشمار می آمدند. اگر امکانات آنان یعنی جوانان هفتصد، ششصد و پانصد سال پیش  را فهرست کنیم  و سپس  با فهرست امکانات جوانان امروزی سرزمین های خودمان مقایسه کنیم به این نتیجه می رسیم: 

هیچ نداشتند به همه چیز رسیدند، همه چیز داریم و هیچ هستیم(از لحاظ تاثیر گذاری بنیادین در تمدن ، علم ، صنعت و ادبیات  جهانی!)

امیر تهرانی

ح.ف



یادداشتها ۱ مهر ماه ۱۴۰۰شمسی: اگر همه چیز وجود داشت...



شبه یادداشتها

۱ مهر ماه ۱۴۰۰شمسی: اگر همه چیز وجود داشت...


این روزها فکر می کردم چقدر خوب بود  که اگر هرچه بشر می خواست بلافاصله فراهم می شد و  دیگر نیاز به این همه زحمت و کار و کوشش نبود. قطعا نزاع و در گیری هم‌نبود. چون هرچه بشر آرزو می کرد بلافاصله فراهم می شد واصلا  او دغدغه خاطری نداشت که بخاطرش نگران باشد و یا به هیکل و سرزمین دیگرا ن آویزان شود. همه جا بهشت نعمت نبود.در این فکرها بودم که متن زیر از آرتور شوپن هاور متفکر آلمانی بدستم رسید :

"قطعا شغل، نگرانی و گرفتاری، به وفور در سراسر زندگی همه وجود دارد. اما اگر تمام خواهش ها به محض برانگیخته شدن برآورده شوند، انسانها چگونه در زندگی خود مشغول باشند و وقت خود را بگذرانند؟ تصور کنید نژاد بشر به مدینه فاضله نقل مکان کند، جایی که هرچیزی خود به خود به ثمر برسد و کبوتران درحین پرواز بیدرنگ کباب شوند، جایی که هرکس فورا محبوب خود را پیدا کند و در حفظ و نگهداری او هیچ مانع و مشکلی نداشته باشد. انسانها از دلزدگی خواهند مرد، یا خود را حلق آویز خواهند کرد، یا شاید با هم بجنگند، یکدیگر را خفه کنند یا بکشند. بنابراین دچار رنج و درد بیشتری از آنچه اکنون طبیعت برای آنها مقرر نموده، خواهند شد."

اینهمان چیزی است که پیشرفته ترین و منظم ترین کشور دنیا یعنی سوئد را به بهشت خودکشی تبدیل کرده است.

امیر تهرانی

ح.ف

شبه یادداشتها : ۳۱ شهریور ۱۴۰۰ شمسی : مگر چه عیبی دارد؟ بیائید کاریکاتور مرا بکشید!


شبه یادداشتها

۳۱ شهریور ۱۴۰۰ شمسی


مگر چه عیبی دارد؟ بیائید کاریکاتور مرا بکشید!

در یکی از این کلیپ های که با موبایل در فضای مجازی منتشر می شود،  شخصی داد سخن می داد که مگر چه عیبی دارد کاریکاتور شخصی را بکشند؟ بیایید هرچقدر دلتان می خواهد کاریکا تور مرا بکشید!

برایش کامنت گذاشتم: اگر زیر ش بنویسم این شخص بچه دزدی می کند و به بچه ها تجاوز می کند، و یا این شخص آدمکش است، و یا این شخص دختران جوان را دزدیده و به فحشا می کشاند ، آن وقت چطور؟  خودت هیچ اعتراضی نداشتی؟ ناراحت نمی شدی؟ خانواده ات ، دوستانت ، فالورهایت چطور؟ آنها هم اعتراض       نمی کردند؟ 

اگر اعتراض نمی کردی دو احتمال وجود داشت:

-یا این  که قطعا مجرم بودی و این خطا ها را  را انجام می دهی و می دادی ،

 -و یا این که هم تو و هم وابستگانت خیلی بی غیرت بودند.

از آنجا که کانال متعلق به خودش است و کلیپ ها را خودش پخش می کند...می بایست جواب می داد...ولی هیچ جوابی نداد...هیچ عکس العملی از او بروز نکرد...و از همه جالب تر  دیگر پس از این کامنت که  گذاردم هیچ کس کامنت تعریف و تمجید برای او نگذارد که هیچ ...اصلا هیچ کامنتی هیچ کسی نگذارد....

چرا؟ چون اکثریت مردم وجدانشان بیدار است...کافی است به آنها دروغ نگوئیم

امیر تهرانی

ح.ف

شبه یادداشتها: ۳۰ شهریور ۱۴۰۰ شمسی : راهی که کشور قطر پیمود


شبه یادداشتها

۳۰ شهریور ۱۴۰۰ شمسی


راهی که  کشور قطر پیمود

قطریها نه تنها یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان در .پرتو منابع  نفت و گازشان  هستند، بلکه در زمینه اخبار و اطلاع رسانی با رسا نه معروف الجزیره، هواپیمایی قطر و تبدیل سرزمین سوخته قطر به یک بهشت رویایی واقعا هنگامه کرده اند. 

به این نوفقیتها باید افزود نام مشهور کتابخانه دیحیتال قطر را!

آنان کشوری  تازه تاسیس هستند، دانشمند و نویسنده نداشتند که آثار  مکتوب خطی بر ایشان به ارث بگدارند.‌ولی با بلند همتی و سخاوت و همکاری کتابخانه بر یتانیا یکی از بزرگترین کتابخانه های دیجیتال را 

آفریده اند:

"کتابخانه ملی قطر اعلام کرد که کتابخانه دیجیتال این مرکز در ماه مه جاری که از طریق سایت اینترنتی «کتابخانه دیجیتال قطر» در دسترس است، با تلاش‌های انجام شده هم‌اکنون دارای ۲ میلیون سند و اثر تاریخی مختلف است. این اقدامات در راستای تلاش گسترده برای حفظ و انتشار تاریخ و میراث علمی و ادبی منطقه خاورمیانه صورت می‌گیرد.

این کتابخانه دیجیتال بزرگ‌ترین آرشیو تخصصی تاریخ خاورمیانه در سطح جهان است که با همکاری موسسه قطر و کتابخانه بریتانیا در اکتبر سال ۲۰۱۴ تأسیس شده است؛ و شامل مجموعه منحصر به فردی از مهم‌ترین گزارش‌ها، مکاتبات، نقشه‌ها و عکس‌های تاریخی و همچنین مستندات صوتی ضبط شده متعلق به منطقه خلیج‌فارس و مناطق مجاور است که مورد استفاده متخصصان و کارشناسان است.

تمام مطالب، آثار و اسناد موجود در کتابخانه دیجیتال قطر به صورت رایگان قابل دسترس و دانلود و از این نظر در جهان منحصربه‌فرد است، همچنین توضیحاتی نیز به زبان عربی و انگلیسی برای هر اثر و سند نیز برای کاربران در دسترس می‌باشد.

این کتابخانه از ابتدای شروع به کار خود در شش سال گذشته با استقبال گستره پژوهشگران، دانشمندان، مدرسین و مخاطبان عام از تمام کشورهای جهان قرار گرفته است.

علاوه بر این، کتابخانه دیجیتال قطر دسترسی به اطلاعات تاریخی را تسهیل کرده است و ازاین‌رو زمینه را برای جهش قابل‌توجه در پژوهش‌های تاریخی جدید و مبتکرانه در حول منطقه خلیج‌فارس خواهد شد. تعداد بازدیدکنندگان از این کتابخانه تاکنون به حدود ۲ میلیون نفر رسیده است.

این کتابخانه علاوه بر اسناد تاریخی در چند قرن اخیر، حاوی مجموعه نادری از نسخ خطی به زبان عربی (اغلب این کتابها نویسندگان و حتی کاتبان ایرانی دارد و آثار مکتوب ایران است و کتابخانه بریتانیا آنها را در اختیار ایران قرار ننی دهد حتی اسکن کتابه را!!!ا.ت) درباره موضوعاتی از قبیل نجوم، ریاضیات، علوم نظامی جغرافی، تاریخ و علوم اسلامی نیز هست."

منبع " ایکنا"


امیر تهرانی

ح.ف



شبه یادداشتها : ۲۸ شهریور ۱۴۰۰ شمسی: شانس چقدر مهم است؟


شبه یادداشتها

۲۸ شهریور ۱۴۰۰ شمسی

شانس  چقدر  مهم است؟


ابتدا بهتر است گزارش زیر را در باره شرح حال پزشکی فرانسوی بخوانیم که به همت او و همکاران سختکوش ایرانیش بیماری همه گیر وبا در ایران تحت کنترل در آمد:

پزشکی که طاعون و وبا را در ایران ریشه‌کن کرد
از سال ۱۳۳۴، بالتازار به همراه دکتر  بهمنیار متخصص ایرانی  روی کانون‌های طاعون در شمال هندوستان مطالعه می‌کردند. سازمان جهانی بهداشت کاری مشابه را در جنوب هندوستان درخواست کرد.
 به دنبال این کار به این نتیجه رسیدند که طاعون در شمال و جنوب هندوستان به یک شکل نگهداری می‌شود.حالا نوبت قاره آمریکای جنوبی بود که در سال ۱۳۳۹ انستیتو پاستور ایران را به کمک می‌طلبید:

 برزیل کشوری است که ۸.۵ میلیون کیلومتر مربع مساحت دارد. در جراید و روزنامه‌ها انتقادهایی از وضعیت بهداشتی منطقه جنوب شرقی برزیل مطرح می‌شد که محروم‌ترین منطقه این کشور بود. به دنبال چندین مرگ مشکوک که احتمال می‌رفت بر اثر طاعون باشد.
 وزیر بهداشت برزیل آن زمان که خود پزشک بود و حدود ده سال در این منطقه محروم کار کرده بود، از سازمان جهانی بهداشت تقاضای اعزام متخصصان بین‌المللی را برای بررسی بیماری‌های بومی این منطقه کرد. 

کدام متخصصان بین‌المللی در این حوزه صاحب‌نظر بودند؟ محققان انستیتوپاستور ایران با تجارب بین‌المللی‌شان به کمک طلبیده شدند.
 بالتا زار در اردیبهشت ۱۳۴۴ وارد برزیل شد.به دنبال درخواست برای رفتن به برزیل، بالتا زار افکارش را به کار و تحقیق در برزیل سوق داد.  در بازگشت از برزیل بالتازار متوجه شد که انستیتو پاستور ایران عملا از نظر مالی در مرحله ورشکستگی است! ولی او  با خوش‌بینی ذاتی‌اش و از طرف دیگر با شناخت بیست‌ساله‌ای که از ایران داشت، در پاسخ نامه‌ای به مولاره [محقق بخش طاعون انستیتوپاستور پاریس] که بسیار نگران این وضعیت بود, نوشت:«بحران مالی انستیتو پاستور ایران بعد از چند بازدید از طرف وزارت امور خارجه رو به بهبود است و این باعث خوش‌وقتی است...»
در ان زمان مجددا  اپیدمی وبا در هند و پاکستان و افغانستان، در نزدیکی مرز مشترک با ایران رخ داده بود. مسلما وزارت بهداشت از انستیتوپاستور ایران درخواست کمک می‌کرد. آیا به اندازه کافی واکسن وجود دارد؟ بالتازار  گزارشی را که سرگرم نگارش آن درباره طاعون برزیل بود، رها کرد و تمام وقتش را برای ساخت واکسن وبا اختصاص داد. هر روز حدود 400 هزار دوز واکسن در انستیتو آماده می‌شد. در نامه‌ای به همکاران ایرانی خود از آن‌ها خواست که درباره جزئیات کار تولید واکسن در جایی صحبت نکنند.

او در آخرین روزهای کاری در ایران در یادداشت های خود نوشت:

"روزهای آخر کاری‌ام در ایران چه زیبا و پویا می‌گذرد؛ علاوه بر تولید، باید در پی بهبود کیفیت واکسن وبا هم باشم. مرحله خشک کردن از طریق انجماد (لیوفیلیزاسیون) در آخرین مرحله ساخت واکسن وبا را تمام کرده‌ام. ساعت یک بامداد است و حالا می‌توانم بروم و راحت بخوابم."

منبع : ماجراجوی طاعون، بالتازار نوشته ژان منبورگ ترجمه دکتر احسان مصطفوی

حالا می بیند چقدر شانس اهمیت دارد؟ چقدر نشستن و آرزو کردن مفید است؟ چقدر را ه های خیالی پیمودن سودمند است؟ هیچو هیچ و هیچ ...همه غلام کوشش خویشتن هستند.منتهی اگر سیستم کار یک اداره و موسسه بر اساس حساب و کتاب و کوشش نباشد آن زمان کوشش های فردی هم بجایی نخواهد رسید...باید نشست و منتظر شانس شد که آیا بیاید و یا نیاید.

پزشکان و پرستاران و بهیاران و جامعه پزشکی ایران امروزه در حال مبارزه با بیماری کرونا هستند و تعداد قابل توجهی از آنان جان بر سر این مبارزه گذارده اند. آنان توانسته اند از مرگ در سطح های بسیار وسیع جلوگیری کنند و این کار اندکی نیست.

امیر تهرانی

ح.ف