شبه یادداشتها
۴ مهر ماه ۱۴۰۰ شمسی
فقط سه قدم تا بهشت فاصله است
بر خی از ما از انسانها از فضای باز می ترسیم ، و وقتی در آن هستیم نفسمان تند می شود ، قلبمان سریعتر می زند،برخی دیگر از فضای بسته می ترسیم، حالت فرار به ما دست می دهد،...اما خیلی از ما از بیابان بی حاصل و لم یزرع وسیع که در ذهن خود ایجاد کرده ایم نمی ترسیم. بیابانی که می تواند به بوستانی پربار تبدیل شود و در آن درختان مهر و محبت و آرامش و توکل به خالق هستیها کاشته شوند.
اگر این تغییر صورت گیرد آن بیابان دهشت زا به بهشت مبدل می گردد. و برای ایجاد چنین بهشتی باید فقط سه قدم بر داریم و آن سه قدم این ها هستند:
- فکرمان را از منفی به مثبت بر گردانیم.
-تنفر را برداریم و محبت بجای آن بگذاریم.
-آرزوهای بی حاصل را به اندیشهای سازنده تبدیل کنیم.
امیر تهرانی
ح.ف
شبه یادداشتها
۳ مهر ماه ۱۴۰۰ شمسی
مردی که به یک بچه دروغ گفت۱
چندی پیش در یک وبلاگ و یا سایت بنام گذر زمان به یک گزارش شخصی بر خوردم که در خور مطالعه دقیق و اهمیت بسیار است:
در کشور دانمارک با قطار سفر میکردم. بچهای بسیار شلوغ میکرد...خواستم او را آرام کنم به او گفتم اگر آرام باشد برای او شکلات خواهم خرید. آن بچه قبول کرد و آرام شد.
قطار به مقصد رسید و من هم خیلی عادی از قطار پیاده شده و راهم را کشیدم و رفتم. ناگهان پلیس مرا خواند و اعلام نمود شکایتی از شما شده مبنی بر اینکه به یک بچه دروغ گفته ای. چون به او گفتهای شکلات برایت شکلات میخرم ولی نخریدی!
با کمال تعجب بازداشت شدم! در آنجا چند مجرم دیگر بودند مثل دزد و قاچاقچی! آنها با نظر عجیبی به من مینگریستند که تو دروغ گفته ای آن هم به یک بچه!
به هر حال جریمه شده و شکلات را خریدم و عبارتی بر روی گذرنامه ام ثبت کردند که پاک نمودن آن برایم بسیار گران تمام شد!
البته باید اعتراف کنم که آنها گدای یک بسته شکلات نبودند. آنها نگران بدآموزی بچه شان بودند و اینکه اعتمادش را نسبت به بزرگترها از دست بدهد و فردا اگر پدر و مادرش حرفی به او زدند او باور نکند!
...
امیر تهرانی
ح.ف
شبه یادداشتها
۳ مهر ۱۴۰۰ شمسی:
یک آه پس از ۱۵۰ سال در کنار کلیسای شهر کلن آلمان
ناصر الدینشاه سفرنامه اروپایی دارد که در نوع خود جالب است و ما را به حال و هوای اروپای ۱۵۰ سال پیش می برد. او در مورد شهر کلن توضیح مفصلی می دهد و از کلیسای معروف شهر سخن می گوید که امروزه روبروی هاپت بان هف قرار دارد. او تاکید می کند که چهارصد سال پیش کلیسا را ساخته اند و هنوز تما م نشده است. ۱
وی در باره این بخش از شهر کلن می نویسد: طرفین رودخانه متصل راه آهن و کالسگه بخار در حرکت است ...راه کالسکه، عراده و پیاده رو همهست....خیلی پاکیزه و تمیز، تمام زمین گلستان است. .. آدم از تماشا سیر نمی شود...
بله جناب شاه صاحبقران! باید آهی کشید! من هم ۱۵۰ سال بعد از همین مکان بارها و بارها در همین شهر رد شدم ، تفرج کردم و همین طور است که قبله عالم فرمودند...فقط اگر آن زمان فکر کردید که چرا تهران و شهرهای ایران چنین نیست؟ جوابش ساده است: آنان امیر کبیری به اسم بیسمارک داشتند که اجازه دادند کشور را به بهشت تبدیل کند ولی شما ا میر کبیر ایران را در حمام فین کاشان کشتی و آقاخان نوری عامل انگلیس را بر سر کار آوردید...
پسر شما ظل السلطان در کتابش نوشته است: به حق حق که آن نمک شناس یکتا میرزا تقی خان امیر نظام از بیسمارک هم بالاتر بود. چون اطراف بیسمارک عده ای خادم پاکدامن وطن پرست بودند، ولی در اطراف امیر کبیر مشتی خائن پرسه میزدند.
پس جناب قبله عالم ! شما برتر و بهتر از بیسمارک را به قتل رساندی!
امیر تهرانی
ح.ف
شبه یادداشتها
۲ مهر ماه ۱۴۰۰ شمسی:
برنامه مسافرتی ۲۴۰۰۰ نفر را لغو کردم
ریک استیو را خیلی ها می شناسند. در اخبار مربوط به گردشگری به مرشد گردشگری مشهور شده است.
او کتاب راهنمای مسافرت را نوشته که خیلی پرفروش بوده است و به بسیاری از نقاط جهان سفر کرده و مستندهای گردشگری خوب و دیدنی ارائه کرده است.
درضمن دفاتر مسافرتی و گردشگری هم دارد که تورهای متعدد مسافرتی را از طریق آنان به کشور های مختلف انجام می دهد.
سایت خبری نیویورکر اخیرا با او مصاحبه ای کرده و او در آن تایید کرده که برنامه مسافرتی ۲۴۰۰۰ مشتری خود را کنسل کرده و همه دریافتی از آنان را به آنان بر گردانده است. او می گوید : این کار آینده کاری ما را تضمین می کند. واقعا باید اذعان کرد که او باواین کار آینده کاری خود و همکارانش را تضمین کرده است.
ریک استیو سه بار به ایران سفر کرده و برنامه های مستند خوب سفر به نقاط مختلف ایران را ارائه کرده است.
در یکی از این برنامه ها او به صراحت گفت: همه آن مطالبی که در رادیو تلویزیونهای غربی راجع به ایران و مردم ایران می گویند دروغ محض است.
من فکر می کنم با توجه به آمریکایی بودن او اظهار این همین حرف و سخن شجاعت می خواهد. در نوشتار پیشین از قول جورج اورول نوشتم: در دنیایی که ویژگی اش دروغ و فریب است ، گفتن حقیقت کاری انقلابی است.
امیر تهرانی
ح.ف
شبه یادداشتها
۲ مهر ماه ۱۴۰۰ شمسی
لشگر دروغ و گفتن حقیقت در عصر حاضر
جورج اورول نویسنده معروف که کتابهایی مانند ۱۹۸۲ و مزرعه حیوانات را نوشته جمله معروفی دارد که می گوید: در عصر و زمانه ای که ویژگی اش فریب جهانی است، گفتن حقیقت کاری انقلابی است.
راستش امروزه اخبار زیاد است ولی راست و دروغ آن مشخص نیست. گویی که جهان در دستان عده ای چوپان دروغگو ست که اگر واقعا گرگی هم آمده باشد و هرچه فریاد بزنند : مردم مواظب باشید، گرگ آمده است!...کسی باور نمی کند.
چنانکه امروزه کرونا در جهان کشتار می کند و سایه ای از وحشت وترس بر جهان حکمفرماست. ولی هیچ کس بدرستی نمی داند که علت اصلی چیست.
آدم یاد حرف وینستون چرچیل می افتد که زمانی گفته بود: " حقیقت آن قدر مهم است که باید با لشگری از دروغ آنرا محافظت نمود.
امیر تهرانی
ح.ف