شبه یادداشتها : دیروز و امروز

یادداشتهای روزانه از خرداد سال ۱۴۰۰ شمسی

شبه یادداشتها : دیروز و امروز

یادداشتهای روزانه از خرداد سال ۱۴۰۰ شمسی

شبه یادداشتها: آیا دین خرافات است؟(2)

شبه یادداشتها

خرافات(2)

چگونه است که برخی دین را خرافات می دانند؟

در نوشتار پیشین در باره خرافات ودر پاسخ به این پرسش   که خرافات چیست نوشتم که  از عصر روشنگری به بعد اعتقاد به شبح، سحر و جادو، فال بینی، پیشگویی، جن زدگی، نحس بودن روزها و افراد، نحس بو دن اعداد، شب هنگام آب روی آتش ریختن، اعتقاد به این که هذچه تقدیرمان باشد باید مقاومت نکنیم  و نبا ید  بدنبال تغییر و تحول باشیم  و مانند اینها همگی جزو خر افات طبقه بندی شدند.

ادیان الهی نیز بسیاری ا ز موارد فوق مانند فال بینی، پیشگویی، نحسی

، شبح و اشباح، سحر و جادو را مردود می دانند و روی آوردن به جن  و چنین موجوداتی را کاری بیهوده و عبث بشمار می آورند.

از نظر ادیان هیچ واقعه و حا دثه ای خارج از حیطه کنترل خداوند نیست

 و این که انسان خلیفه خداوند بر روی زمین است و با کار و کوشش و پیروی از حق و عدالت و قانون می تواند بر مشکلات پیروز شده و البته باید در همه حال به  خداوند اعتماد و توکل داشته باشد. 

برتراندراسل ریاضیدان و فیلسوف انگلیسی چه گفت؟ 

در یک مصاحبه که کاپلستون فیلسوف مشهور انگلیسی با بر تراندراسل بعمل آورد از او پرسیده بود:بهترین کشور دنیا کدام کشور است؟ 

راسل بلافاصله پاسخ داده بود: سوئد بهترین کشور دنیاست. 

کاپلستون گفته بود: ولی در آنجا مردم زیاد خود کشی می کنند. 

  راسل گفته بود: بله چون دین ندارند و لا مذهبند به همین دلیل خودکشی می کنند. 

این در حالی بود که راسل در ابتدای همین مصاحبه گفته بود که  مردمان دیندار و مذهبی افراد تنبلی هستند و می خواهند بدینوسیله از وظیفه ای که دا رند شانه خالی کنند. 

اکنون پرسش مهم این است که چرا 

چرا افرادی مانند برتراند راسل، نیچه، فروید و... با دین مخالفند؟ 

کتابی که رازهای پنهان 7 چهره    مشهو ر را افشار کرد:

در یکی از نوشتار های همین وبلاگ از کتابی سخن گفتم که اخیرا با عنوان:

"7 فیلسوف بد کردار"   منتشر شده و از زندگی خصوصی اشخاصی مانند  ژان ژاک روسو، شوپنهاور، نیچه، فروید، برتراندراسل، ژان پل سارتر و پل فولکیه پرده پرداشته  است. اسناد و مدارک این کتاب حکایت از آن دارند که تمام افکار و گفته ها و نوشته های اینان که همه بر مدار بی خدایی و مبارزه با دین و اخلاق دور می زند بخاطر وجود مشکلات و عقده های شخصی این هفت بد کردار بوده است.

بر این اساس می توان این پرسش را مطرح کرد که:

آیا آنان که در شیپور بی خدایی و بی دینی می دمند  ودین را خرافات جلوه می دهند  از سر عقده های شخصی، جاه طلبی، خودخواهیشان نیست که چنین می کنند؟

امیر تهرانی

شبه یادداشتها : رازهای مگو (2):

شبه یادداشتها

 رازهای مگو (2):

1‌-سعی کنیم تنها که هستیم احساس تنهایی نکنیم:

در این موقع است که عظمت انسانی تجلی پیدا می کند. 98 در صد نویسندگان، دانشمندان و کاشفان، موسیقی دانان، شاعران  و مصلحان مشهور بزرگی این لحظه ها را تجربه کرده اند.

2-پشت پرده تکیه کلام های کوتاه ما و دیگران

- پشت هر "نمیدانم" و " من چه می دانم!" قدری دانش و اطلاعات وجود دارد. 

- در ورای هر" فقط شوخی کردم" یک تنش احساسی وجود دارد. 

- در پشت هر" خیلی خوب! باشه بابا!" یک احساس خستگی و عقب گرد وجود دارد. 

-در  ورای هر "حالا مگر چه شده؟" یک لایه از  بی اعتنایی وجود دارد. 

- در پشت " عجب که اینطور!!!" یک انکار جانانه می تواند و جود داشته باشد، و در ورای هر" پس که اینطور!" یک اخطار وجود دارد. 

- د ر ورای هر" باشه تا ببینیم! " قدری حس   انتقام موج می زند.  

باید مواظب تکیه کلامهای کوتاه خود باشیم، همین تکیه کلامها می تواند دلها را بلرزاند. 

امیر تهرانی

شبه یادداشتها: راز های مگو(2)

شبه یادداشتها

 رازهای مگو (2):

1‌-سعی کنیم تنها که هستیم احساس تنهایی نکنیم:

در این موقع است که عظمت انسانی تجلی پیدا می کند. 98 در صد نویسندگان، دانشمندان و کاشفان، موسیقی دانان، شاعران  و مصلحان مشهور بزرگی این لحظه ها را تجربه کرده اند.

2-پشت پرده تکیه کلام های کوتاه ما و دیگران

- پشت هر "نمیدانم" و " من چه می دانم!" قدری دانش و اطلاعات وجود دارد. 

- در ورای هر" فقط شوخی کردم" یک تنش احساسی وجود دارد. 

- در پشت هر" خیلی خوب! باشه بابا!" یک احساس خستگی و عقب گرد وجود دارد. 

-در  ورای هر "حالا مگر چه شده؟" یک لایه از  بی اعتنایی وجود دارد. 

- در پشت " عجب که اینطور!!!" یک انکار جانانه می تواند و جود داشته باشد، و در ورای هر" پس که اینطور!" یک اخطار وجود دارد. 

- د ر ورای هر" باشه تا ببینیم! " قدری حس   انتقام موج می زند.  

باید مواظب تکیه کلامهای کوتاه خود باشیم، همین تکیه کلامها می تواند دلها را بلرزاند. 

امیر تهرانی

خرافات چیست و چه باورهایی جزو خرافات هستند؟(1)

خرافات چیست و چه موضوعاتی و باورهایی جزو خرافات هستند؟(1)

در دانشکده هاروارد که همه تصور می‌کنند پر از آدمهای بسیار باهوش است دانشجویان مرتب دستشان را روی پای مجسمه جان هاروارد (John Harvard) برای خوش‌شانسی می‌مالند. 

ولی نمی توان آنان را خرافاتی نامید چون بین آنان افرادی هستند که در آینده احتمالا برنده جایزه نوبل می شوند چنانکه هم دانَشگاهی های آنان پیش از این شده اند. 

برخی روانشناسان می گوبند که به‌طور‌کلی، خرافات، مثل سایر آیین‌ها، می‌تواند بخشی از یک فرهنگ یا جامعه شود و می‌تواند به نزدیک کردن آدم‌ها به همدیگر کمک نموده و  یا باعث دور کردن آنان از یکدیگر شود. 

پس خرافات چیست؟ 

جامعه علمی بویژه روانشناسان  و نو اندیشان  پس از عصر روشنگری بر این باو رند که موضوعات زیر از جمله خرافات هستند

اعتقاد به :

-جادوگران، 

--فال بینی و فالگیرها، 

- خانه‌هایی که ارواح آنها را تسخیر کرده‌اند، 

-نحس بودن عدد 13

-نحس و بد شگون بودن برخی ازروزها(طبیعی است که انسان عادی روزهای وقایع سهمناک را تلخ و شوم تلقی کند.) 

-نحس دانستن برخی از افراد

-شومی صدای برخی پرندگان مانند کلاغ

و مانند اینها

. اما  این که واقعاً روان‌شناسی پشت این طرز تفکر چیست و آیا این نوع نگرش موجب آزارمان است یا اینکه در زندگی کمک حالمان می باشد ؟

 تجربه ثابت کرده است که باورهای فوق اغلب  آزار دهنده بود و در برخی اشخاص  اضطراب و توهم ایجاد می کنند  و حالت مرضی در شخص پیدا می شود. 

آیا ایمان مذهبی خرافات است و یا موجب خرافات می شود! 

در ادیان الهی و یکتا پرستی خداوند قادر مطلق است و لی هیچ کتاب مقدس  مذهبی مانند  اوستا، تورات، انجیل و قران از انسان نمی خواهند که او دست روی دست بگذارد و همه چیز را به تقد یر بسپرد.بلکه برعکس از پیروان خواسته می شود که کوشش و فداکاری کنند و این که انسان فقط نتیجه سعی و کوشش خود را درو می کند و این که تا مردمی اقدام به تغییر افکار و رفتار خود نکنند خداوند هیچ گونه تغییری در  زند گی  آنان بوجود نمی آورد.

ادیان الهی پرستیدن بتها و تو سل به جن و موجوداتی اینچنینی، و کلیه موارد بر شمرده د پاراگراف نخست این نوشتار را  مردود  و کاری زشت و گناهی بزرگ و نادرست می شمارند. 

در این کتابها تاکید می شود که  توسل به این چیزها و باورها موجب افزایش اضطراب  و سردرگمی بشر می شوند. 

این نکته ایست که مورد تاکید تمام ادیان الهی است. 

از سوی دیگر ادیان الهی و کتابهای مقدس دینها  اعتقاد و ایمان به خداوند  را باعث آرامش قلب انسان دانسته  و  به او می آموزند که در شرایط بحرانی یاد خدا باعث آرامش دلهاست. ولی در ضمن همین کتابها تاکید دارند که انسان هرگز نباید وظیفه خود را فراموش کند.

چگونه است که برخی دین را خرافات می دانند؟

ادامه در بخش بعد... 

شبه یادداشتها: رازهای مگو! ؟(1)


شبه یادداشتها

رازهای مگو! ؟(1)

1-ما اسم هستیم یا فعل؟ 

باید این نکته ر ا بخود بقبولانیم که ما "اسم " نیستیم، بلکه ما" فعلیم"

اگر کاری از ما سرنزند و عملی انجام ندهیم همان اسم باقی میمانیم و در خودمان زندانی می گردیم.

به بیان دیگر : این ما هستیم که انتخاب می کنیم اسم با‌شیم و یا فعل... اگر می خواهیم  ٱنی  باشیم که دوست داریم، پس باید به انجام کار مورد نظرمان اقدام ور زیم و الا ما همانی می شویم که دیگران  می خواهند  و این معنای در حصار  "اسم" لولیدن است.

2-بدور از هیاهو

گهگاهی دور از هیاهو بودن و در فضای خلوت نفس کشیدن به انسان اجازه تفکر می دهد. اگر فضا وسیع باشد که بتوان در آن قدم زد و اندیشید و با خود خلوت کرد،  اثر بیشتر است، زیرا چه بسا که بتوان

در این لحظات آرام به درک حقایقی نایل شویم که در میان هیاهو هرگز امکانش وجود ندارد.

3- آیا ما واقعاخودمان هستیم؟

نمی دانم این جمله را چه کسی گفته است: "مد" می آید و می رود و لی "شخصیت"  جاودانه است.

 تا وقتی که برای خوش آمدن دیگران لباس  مطابق میل آنان     می پوشیم، حرف می زنیم، و... ما یک مدل هستیم و فاقد شخصیت!

 باید خو دمان باشیم و به  آن افتخار کنیم.

4-مگر ما وجود نداریم؟ 

این روز ها هر کسی سخنی می گوید، تعر یفی ویا انتقادی می کند بلافاصله توسط گروهی پذیرفته می شود. گویی ما بدنیا  آمده ایم که عده اندکی بگویند و بنویسند و  ما بدون تفکر و مطالعه بگوییم: بله استاد بزرگ شما درست می گویید!  گویی این تایید کنندگان خودشان وجود ندارند.

امیر تهرانی