شبه یادداشتها : دیروز و امروز

یادداشتهای روزانه از خرداد سال ۱۴۰۰ شمسی

شبه یادداشتها : دیروز و امروز

یادداشتهای روزانه از خرداد سال ۱۴۰۰ شمسی

شبه یادداشتها:بگذار فرزندت حرف بزند و گرنه...

شبه یادداشتها

بیایید از خود بپرسیم که برای خوشبختی انسان ها چه چیزی مهم‌تر است؟ 

 می توان گفت در ردیف نخست آنچه الزامی است، مطمئنا هیجانِ حاصل از ابراز وجود است.

 هنگامی که موجودی از ابراز وجود محروم می‌شود، مجبور به بستن دهانش می‌شود، چه در سطح خانواده باشد چه در سطحی وسیع تر، این شخص احساس بدبختی می‌کند. 

این ممنوعیت چه از خارج باشد و چه از درون، در هر حال راه خوشبختی را سد می‌کند. 

کودکی را از ابراز وجود محروم کنید، ناگهان خشن یا برعکس توسری خور می‌شود. از دیدگاه روان شناسی، از نظر جسمی و روحی بیمار و احتمالا غیرقابل کنترل می‌شود. با رفتارش سعی می‌کند آنچه را ابرازش با کلام ممنوع شده، نشان دهد و همین واکنش در انواع جلوگیری  رخ می‌دهد. جلوگیری خشم آلود در نهایت موجب احساس از خودبیگانگی، یعنی احساس غریبه بودن با خود می‌شود.

در مورد کودکی که از نظر جنسی توسط یکی از نزدیکانش مورد سوءاستفاده قرار گرفته است، اگر او بتواند با کسی درد دل کند، رهایی از آثار تجاوز بسیار ساده تر خواهد بود تا در مورد کودک بی‌کس.

 او می‌تواند بخشی از آنچه را بر او گذشته بپذیرد، بدون آنکه مجبور باشد آنچه را که به عنوان بخش آلوده شده‌ی وجودش احساس می‌کند، نفی کند با برعکس خود را با آن یکی بداند.

موضوع ابراز وجود بسیار وسیع است. فعلا به خاطر بسپاریم که فردی که در فعالیت های شغلی، خانواده یا دوستانش قادر به ابراز وجود نیست، بیشتر از سایرین احساس بدبختی و رنج می‌کند.

 به زبان دیگر، شخصی که در فعالیت شغلی، زندگی زناشویی یا خانوادگی یا میان دوستانش اثر وجودی ندارد، بیش از دیگران احتمال دارد به زندگی بی‌علاقه شود.

شبه یادداشتها :معجزه های پیاده روی


شبه یادداشتها
معجزه های پیاده روی
از نیچه سخن سازنده کمتر بیادگار مانده و سخن زیر ا ز نادره سخن های اوست:
 در سال 1889 وقتی شهرت فردیش نیچه بیش‌تر و بیش‌تر می‌شد، او مقدمه‌ای کوتاه برای معرفی فلسفه‌اش منتشر کرد و عنوان آن را «غروب بت‌ها» گذاشت؛ کتابی که نوشتن‌اش فقط دو هفته طول کشید. فصل ابتدایی این کتاب، شامل نوشته‌هایی موجز از موضوعات مورد علاقه‌ی نیچه است. در این بخش، در پند شماره‌ی سی و چهار است که این ادعای پرقدرت را می‌خوانیم:

«فقط افکاری که با پیاده روی بدست می‌آیند، ارزش دارند.»

نیچه همچنین برای تأکید بر اعتباری که برای پیاده‌روی قائل است، اضافه می‌کند:

«زندگیِ بی تحرک گناهی‌ست در برابر روح‌القدس.»

امیر تهرانی

8 فیلسوف بد کردار و یا شبه فیلسوفان

شبه یادداشتها

27 تیر 1401

 8 فیلسوف  بد کردار و یا شبه فیلسوفان

فیلسوفان بدکردار کتابی است که دو نویسنده انگلیسی به نام نایجل راجرز و مل تامپسون در سال ۲۰۰۴ به نگارش در آورده اند. 

من اگر بجای دو نویسنده بودم این هشت  نفر را فلسفه دانان نابکار معرفی می کردم. 

و باید اضافه کرد که جهان مدرن  بویژه کشورهای غربی تحت سیطره این هشت اختاپوس فکری قرار دارند. 

به هر حال  این دو نوبسنده کاری سترگ انجام دادند و چهره پنهان  و دوست ناداشتنی فلسفه دانان محبوب را آشکار ساختند. 

 راجرز یکی از نویسندگان کتا ب اظهار نموده که نگارش این کتاب ریشه در گفتگوهایی داشته که مابین  او و مل تامپسون در  سال‌های ۲۰۰۰ و ۲۰۰۱ برگزار شده بود

فهرست هشت فیلسوف غربی بدکردار برحسب گزارش مفصل و تحقیقی این دوپژو هشگر  بصورت زیر می باشد:

_ ژان ژاک روسو، 

_آرتور شوپنهاور،

_ فردریش نیچه،

_ برتراند راسل،

_ لودویگ ویتگنشتاین، 

_مارتین هایدگر،

 _ژان پل سارتر

 _ میشل فوکو 

   در این کتاب  هشت فصل را به خود اختصاص داده اند.

باید اشاره کنم که  نویسندگان با آوردن شواهدی از زندگی شخصی این افراد، تلاش کرده‌اند نشان دهند که فلسفه آنها واکنشی به مسائل و مشکلات در زندگی شخصی آنها بوده‌است.

یعنی این هشت بد کردار عقده های زندگی خود را بصورت فلسفه به خورد مردمان داده اند. 

 این کتاب سعی کرده بر اساس شواهد و مدارک مستند  تناقض‌های بزرگ در رفتار و گفتار این باصطلاح بزرگ‌ترین فیلسوفان را بر ملا سازد.  در نتیجه  ، مخالفت‌هاو موافقت‌های زیادی را در فضای آکادمیک جهانی برانگیخته است.

نکته مهم آنکه در گزا شات  این کتاب هشت فلسفه دان بد کردار افراد ی شیاد و فاسد و شهوتران و دروغگو لقب گرفته اند. 

درشبه یادداشت آینده به ویژگیهای اینان اشاره ای فهرست گونه خواهم نمود.

امیر تهرانی

هشت فیلسوف بد کردار یا شبه فیلسوفان

شبه یادداشتها

27 تیر 1401

فیلسوفان بد کردار و یا شبه فیلسوفان

فیلسوفان بدکردار کتابی است که دو نویسنده انگلیسی به نام نایجل راجرز و مل تامپسون در سال ۲۰۰۴ به نگارش در آورده اند. 

من اگر بجای دو نویسنده بودم این هشت  نفر را فلسفه دانان نابکار معرفی می کردم. 

به هر حال کاری سترگ انجام دادند و چهره پنهان  و دوست ناداشتنی فلسفه دانان محبوب را آشکار ساختند. 

 راجرز یکی از نویسندگان کتا ب اظهار نموده که نگارش این کتاب ریشه در گفتگوهایی داشته که مابین  او و مل تامپسون در  سال‌های ۲۰۰۰ و ۲۰۰۱ برگزار شده بود

فهرست هشت فیلسوف غربی بدکردار برحسب گزارش مفصل و تحقیقی این دوپژو هشگر  بصورت زیر می باشد:

_ ژان ژاک روسو، 

_آرتور شوپنهاور،

_ فردریش نیچه،

_ برتراند راسل،

_ لودویگ ویتگنشتاین، 

_مارتین هایدگر،

 _ژان پل سارتر

 _ میشل فوکو 

   در این کتاب  هشت فصل را به خود اختصاص داده اند.

باید اشاره کنم که  نویسندگان با آوردن شواهدی از زندگی شخصی این افراد، تلاش کرده‌اند نشان دهند که فلسفه آنها واکنشی به مسائل و مشکلات در زندگی شخصی آنها بوده‌است.

یعنی این هشت بد کردار عقده های زندگی خود را بصورت فلسفه به خورد مردمان داده اند. 

 این کتاب سعی کرده بر اساس شواهد و مدارک مستند  تناقض‌های بزرگ در رفتار و گفتار این باصطلاح بزرگ‌ترین فیلسوفان را بر ملا سازد.  در نتیجه  ، مخالفت‌هاو موافقت‌های زیادی را در فضای آکادمیک جهانی برانگیخته است.

نکته مهم آنکه در گزا شات  این کتاب هشت فلسفه دان بد کردار افراد ی شیاد و فاسد و شهوتران و دروغگو لقب گرفته اند. 

درشبه یادداشت آینده به ویژگیهای اینان اشاره ای فهرست گونه خواهم نمود.

امیر تهرانی

شبه یادداشتها :چه کسی درست می گوید؟

شبه یادداشتها
26 تیر ماه 1401
چه کسی درست می گوید؟ 
ماریو بارگاس یوسا داستان نویس و سیاستمدار اسپانیایی  می گوید:
"برای مثال نگاهی به هنرمندان و روشنفکران بیندازیم. من نوشتن این مقاله را زمانی آغاز کردم که فردی ناراضی در نظام دیکتاتوری کوبا، به نام اورلاندو زاپاتا، در اعتراض به وضع زندانیان سیاسی در کوبا، بعد از 85 روز اعتصاب غذا جان داد و در همان روز فردی دیگر، به نام گی‌یرمو فارینیاس، بعد از چند هفته بی غذایی در حال مرگ بود. در همان احوال در مطبوعات اسپانیا خواندم که یک بازیگر و یک خواننده، هر دو مشهور، دارند در روزنامه‌ها به آن دو نفر فحش می‌دهند و همان شعارهای دیکتاتور کارائیب را تکرار می‌کنند و آن دو را «مجرم» می‌خوانند. هیچ یک از این دو هنرمند تفاوت میان کوبا و اسپانیا را از حیث سرکوب و نبود آزادی درک نمی‌کرد. 
این نوع نگرش را چگونه توجیه کنیم؟ تعصب؟ جهل؟ حماقت محض؟ نه! بلکه سبکسری. آن دلقک‌ها و کمدین‌هایی که در جامعه‌ی امروز «عقل کل» شده‌اند، همان‌طور حرف می‌زنند که عمل می‌کنند و این جای هیچ تعجب ندارد. عقاید اینان در ظاهر هواخواهی از افکار مترقی  جلوه می‌کند، اما واقعیت این است که این ها همان فرمان عهد عتیق چپ متفرعن را تکرار می‌کنند:
تا می‌توانی اشکال تراشی کن و مضمونی برای شایعه‌پراکنی به دست مردم بده!"

خوب این نظر بارگاس یوسا بود. اماشما چه فکر می کنید؟ در این دنیای پر آشوب هر کس از دید گاه خود به جهان نگاه می کند. در این صورت  ما چگونه در یابیم که کدام دید گاه درست است؟ 
امیر تهرانی