شبه یادداشتها : دیروز و امروز

یادداشتهای روزانه از خرداد سال ۱۴۰۰ شمسی

شبه یادداشتها : دیروز و امروز

یادداشتهای روزانه از خرداد سال ۱۴۰۰ شمسی

سعادت و خوشبختی و قانون ۸۰ یا ۲۰


دانشمند نابغه ایران خواجه نصیر الدین طوسی سعادت را در چند چیز دانسته است:

۱-سلامتی بدن ، عقل و اعتدال مزاج

۲-وضع مالی و معیشتی مناسب

۳- دوستان و یاران خوب و‌موافق

۴-برخورداری از احترام و ارزش در جامعه

۵-رسیدن به اهداف و آرزوها

۶-فکر سالم ، تیز هوشی و خردمندی

 خواجه اندیشمند و ایراندوست سرزمینمان  در تعریف و تشریح سعادت چیست و عوامل آن کدامند ،شش مورد بر شمرده بالا را به اختصار در پنج مورد آورده و آنها را در کتاب اخلاق ناصری توضیح داده است، و  من بخاطر تفکیک دقیق تر آنها را در شش مورد آورده ام.

 فکر می کنم و امیدوارم که در ست اندیشیده باشم که تعدادی از این موارد به خود انسان و تعدادی به سرزمینی که او در آن زندگی می کند بستگی دارند و تعدادی اند ک ولی بسیار مهم از حیطه قدرت آدمی بدورند.

 بعنوان نمونه ، کودکی که  در بورکینافاسو متولد می شود بسیار کمتر از کودکی که در سوییس متولد می شود از سعادت ، سلامت و خوشبختی بر خوردار می شود.

از سوی دیگر، و دست بر قضا ،  بدنیا آمدن  ، چگونه بدنیا آمدن ، چه بدنیا آمدن، کجا بدنیا آمدن هیچ‌یک در دست  خود بشر نیستند. چنین است که ناگهان کودکی در می یابد در جایی به پا به زندگی گذارده که همه چیز بر سر جای خود است و نظم و قانون سعادت و آرامش او  را تضمین می کنند.

یا این که ناگهان کودک متولد شده در می یابد که به  سرزمینی پرتاب شده که  کلمبیا نام دارد و تختگاه سلاطین شیطان صفت  پخش مواد مخدر در خود آن سرزمین و در جهان می باشد.

بنابر این جامعه یکی از بزرگترین و اصلی ترین پایگاه های بنیادین زندگیها ست. جامعه امن و قانونی زندگی های امن و قانونی بوجود می آورد.

جامعه نا امن و پر اضطراب زندگی های نا امن و پرز وحشت را رقم می زند.

از آنجا که یک نفر نمی تواند جامعه ای مانند کلمبیا و بور کینا فاسو را تغییر دهد برخی در سن جوانی و حتی میانسالی سعی می کنند خود و خانواده را به سرزمین امن تر و قانونی تر منتقل نمایند.بسیاری چنین راهی رفته و موفق شدند و بسیاری ناموفق مانده اند.

هم چنین برخی دیگر از عوامل سعادت نیز در دست خود انسان است، مانند دوستان خوب و وفادار و خردمند، برخورداری از احترام در جامعه ، رسیدن به اهداف و آرزوها که بجز در موار د استثنایی به خود شخص بستگی دارد . اگر برای زندگی برنامه ای طراحی کرده و از اعماق وجود در پی  عملی کردن آن برنامه است، امید زیادی می رود که به میدان سعادتمندی قدم بگذارد و در آن ساحت خیمه زندگی را بر پا نماید.

موضوع دیگر سلامت است که هم به تقدیر آسمانی ، و یا بقول امروزی‌ها به شانس بستگی دارد و هم به جامعه و سرزمین محل زندگی مربوط می شود،  و البته  به خود شخص  نیز ارتباط دارد.

اعتیاد به مشروب، سیگار ، پرخوری ، عدم تحرک از عوامل اصلی ناسلامتی هستند . اینها در دست خود انسانهاست. اما اگر کسی ناسالم بدنیا بیاید و یا در اثر حادثه ای نا خواسته بیمار شده و نقصی در او پیدا شود، این دیگر به اقبال او ربط پیدا می کند.

در یک جمله  می توان موضوع را جمع بندی کرد:  هشتاد در صد از سعادتمندی  به خود انسان و بیست در صد به تقدیر و اقبال بستگی دارد.و انسان خردمند کسی است که تا سرحد امکان آن هشتاد در صد مربوط بخود را بدست آورد، از کجا معلوم؟ شاید او نیز از جمله آنانی باشد که تقدیر و یا شانس ۲۰ در صد بقیه را به او عطا کنند.و اگر تقدیر و شانس چنین لطفی در حق او نکنند، و او را از بیست در صد محروم کنند، او توانسته هشتاد در صد را بدست آورد.

زیرا اگر او چنین  راهی را بر نگزیند نکند و راهی چنین نرود نه این بیست در صد را دارد و نه آن هشتاد در صد را.

امیر تهرانی



راز بزرگ ژاپن

مدتها در این اندیشه بودم که ژاپنی‌ها دین ندارند، به عقاب و تنبیه جهنمی ، به پاداش در بهشت باورندارند، پس چرا در سرزمین ژاپن، آدمکشی، دزدی، حق کشی، از زیر کار در رفتن، از چراغ قرمز رد شدن، رشوه دادن، جنس تقلبی  ساختن و ...یا بسیار کم است و یا اصلا وجود ندارد.

در پایان به این نتیجه قطعی رسیدم که  ژاپنیها دارای سه ویژگی مهم هستند:

-هر ژاپنی یک عاشق تمام عیار ژاپن است.

-وجدان اخلاقی دارند.

-قانون برای همه معتبر و لازم الاجرا است.

امیر تهرانی 

جوانمرد بخشش ها

جوانمردی که هنگام رفتن بدهکاران خود را بخشید!

شادروان رضا محمد تقی  پسر بزرگ یکی از عزیز ترین همسایگان قدیم  ما بود.او از پدر و مادر در گذشته اش بخشش را آموخته بود.مادر ش بانویی بود که از جان و دل به انسانها محبت و خدمت می کرد. همواره برای کمک به گرفتاران آماده بود. ثروت نداشت ولی شجاعت و تهور داشت. عشق به نجات دیگران در وجود ش موج می زد.

بیاد دارم یک مرتبه ۹ نفر کشاورز در اثر خوردن ددت که اشتباها گرد آن را بجای نمک در آب ریخته و مصرف  کرده بودند بشدت مسموم شده بودند. در اطراف ما بیمارستان نبود. این بانوی فداکار کامیونی در حال عبور از خیابان اصلی را متوقف کرد و راننده را راضی نمو دتا مسمومین را به بیمارستان لقمان الدوله برساند. در طی راه نیز به آنان آب نمک می داد تا بنوشند .هر ۹ نفر از مرگ نجات یافتند .

شادروان رضا محمد تقی  فرزند همان مادر بود و پیش از گذر از این جهان تمام کسانی را که به او بدهکاری داشتند بخشید .

برادر عزیزم تعریف می کرد که همه آن بدهکاران آمده بودند  با چشمانی اشکبار و زبانی گویای تشکر و سپاس!

برادر م می گفت یکی از نزدیکان سببی او دست بر خاک آن گذر کرده از این جهان گذارده و می گفت: رضا جان دست کرمت را می بوسم .

روحش شاد و یادش گرامی!

امیر تهرانی

جوانمرد بخشش ها

جوانمردی که هنگام رفتن بدهکاران خود را بخشید!

شادروان رضا محمد تقی  پسر بزرگ یکی از عزیز ترین همسایگان قدیم  ما بود.او از پدر و مادر در گذشته اش بخشش را آموخته بود.مادر ش بانویی بود که از جان و دل به انسانها محبت و خدمت می کرد. همواره برای کمک به گرفتاران آماده بود. ثروت نداشت ولی شجاعت و تهور داشت. عشق به نجات دیگران در وجود ش موج می زد.

بیاد دارم یک مرتبه ۹ نفر کشاورز در اثر خوردن ددت که اشتباها گرد آن را بجای نمک در آب ریخته و مصرف  کرده بودند بشدت مسموم شده بودند. در اطراف ما بیمارستان نبود. این بانوی فداکار کامیونی در حال عبور از خیابان اصلی را متوقف کرد و راننده را راضی نمو دتا مسمومین را به بیمارستان لقمان الدوله برساند. در طی راه نیز به آنان آب نمک می داد تا بنوشند .هر ۹ نفر از مرگ نجات یافتند .

شادروان رضا محمد تقی  فرزند همان مادر بود و پیش از گذر از این جهان تمام کسانی را که به او بدهکاری داشتند بخشید .

برادر عزیزم تعریف می کرد که همه آن بدهکاران آمده بودند  با چشمانی اشکبار و زبانی گویای تشکر و سپاس!

برادر م می گفت یکی از نزدیکان سببی او دست بر خاک آن گذر کرده از این جهان گذارده و می گفت: رضا جان دست کرمت را می بوسم .

روحش شاد و یادش گرامی!

امیر تهرانی

سرنوشتها و سفرها/2/علی هانیبال/

...ادامه از نوشتار پیشین

در ادامه گزارش زندگی علی هانیبال به اطلاعت جدیدی در ویکپدیا بر خوردم که با قدری اصلاح و تعدیل در اینجا می آورم:

«آرکادی نستوویچ هانیبال یا صابر علیشاه یا علی هانیبال که مشاهیر علیشاهی به وی لقب صابر علیشاه داده بودند. ( پس او در جرگه صوفیان نیز حضور داشته و بنظرمن این شاید  نه از سر ارادت که بلکه از روی کنجکاوی علمی بوده است) .

-وی از نوادگان آلکساندر  پوشکین شاعر  و داستانسرایی شهیر روسیه بوده‌است.

-به علت علاقه وافری که به زبان، ادبیات و فرهنگ ایران زمین داشت به سرزمین ایران مهاجرت نمود.او اشعار فارسی را به خوبی در ذهن داشت  و معمولاً در نطقها و سخنرانی‌هایش به خوبی از اشعار پارسی بهره می‌جست.- علی هانیبال مدتی در قزوین اقامت گزید و موزه ای در آنجا دائر نمود و پس از آن به شهر آبادان مهاجرت و با همیاری شرکت نفت موزه آبادان را در سال ۱۳۳۸ ه خورشیدی پی افکند و در نهایت موزه آبادان در سال ۱۳۴۰ به بهره‌برداری رسید. -از کارهای آقای علی هانیبال می‌توان به پژوهش‌های ایشان در خصوص گردآوری بازی بچه ها ، باورها، لالایی‌ها و ترانه‌های عامیانه و کمک به برپایی موزه آبادان اشاره کرد و تا حدی تحقیق فولکلور ایران وامدار آقای علی هانیبال است. -علی هانیبال در همکاری با چرولّی، سفیر ایتالیا در ایران، از سال ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۳ ه خورشیدی / ۱۹۵۴ – ۱۹۵۰ میلادی، ۱۰۵۵ تعزیه نامه خطی را گرد آوری نمود و به کتابخانه واتیکان اهدا کرد. فهرست این مجموعه را دو خاورشناس ایتالیایی، اتوره روسی و آلسیو بو مباچی، به صورت کتاب در ۱۳۴۰ ه خورشیدی ۱۹۶۱ میلادی در ایتالیا منتشر کردند. در نهایت امر علی هانیبال در۱۲ اسفند ماه ۱۳۴۴ به علت سکته قلبی درگذشت و در شهر امامزاده قاسم گلاب دره  دفن شد. سنگ قبر او در جنوب سازهٔ امامزاده قاسم قرار دارد.

اگر به زندگی و خدمات علمی علی هانیبال توجه متمرکزی داشته باشیم در می یابیم که او به قدر چند محقق کار کرده بود:

-تاسیس نخستین مجله مردم شناسی

-تاسیس نخستین موزه مردم‌شناسی

- پژوهش در زمینه بازیهای بچه ها ، باور ها ، لالایی ها و فرهنگ فلکور ایران

- پژوهش در زمینه تعزیه های ایرانی شیعی و جمع آوری نسخه های خطی مربوط به آن

- جمع آوری کلکسیون اشیا شیشه ای ایران و هدیه آن به موز ه مردم شناسی

دست آخر اینکه بپذیریم که دست تقدیر او را به ایران آورد و او خود تقدیر کارهای بزرگی را رقم زد.

امیر تهرانی



وی به علت علاقه وافری که به زبان، ادبیات و فرهنگ ایران زمین داشت به سرزمین ایران مهاجرت نمود و پس از تغییر دین نام «علی» را برای خود برگزید. علی هانیبال به چند زبان زنده دنیا آشنایی کامل داشت و اشعار فارسی را به خوبی در ذهن و معمولاً در نطقها و سخنرانی‌هایش به خوبی از اشعار پارسی بهره می‌جست. علی هانیبال مدتی در قزوین اقامت گزید و موزه ای در آنجا دائر نمود و پس از آن به شهر آبادان مهاجرت و با همیاری شرکت نفت، موزه آبادان را در سال ۱۳۳۸ ه خورشیدی پی افکند و در نهایت موزه آبادان در سال ۱۳۴۰ به بهره‌برداری رسید. از کارهای آقای علی هانیبال می‌توان به پژوهش‌های ایشان در خصوص گردآوری بازی بچه‌ها، باورها، لالایی‌ها و ترانه‌های عامیانه و کمک به برپایی موزه آبادان[۵] اشاره کرد و تا حدی تحقیق فولکلور ایران وامدار آقای علی هانیبال است.[۶] علی هانیبال در همکاری با چرولّی، سفیر ایتالیا در ایران، از سال ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۳ ه خورشیدی / ۱۹۵۴ – ۱۹۵۰ میلادی، ۱۰۵۵ تعزیه نامه خطی را گرد آوری نمود و به کتابخانه واتیکان اهدا کرد. فهرست این مجموعه را دو خاورشناس ایتالیایی، اتوره روسی و آلسیو بو مباچی، به صورت کتاب در ۱۳۴۰ ه خورشیدی ۱۹۶۱ میلادی در ایتالیا منتشر کردند. در نهایت امر علی هانیبال در۱۲ اسفند ماه ۱۳۴۴ به علت سکته قلبی درگذشت و در شهر امامزاده قاسم گلاب دره دفن شد. سنگ قبر او در جنوب سازهٔ امامزاده قاسم قرار دارد.