ادامه از نوشتار پیشین
شبه یادداشتهابه یاد سفری فراموش نشدنی(۲)
از گیلان سفر خود را به سمت اردبیل ادامه دادیم. تا خود اردبیل دو ساعت و نیم راه است.زیبایی جاده نقش صنع بر پر ده هستی بود. گویی همه چیز را پیمانه کرده و در کنار هم قرار داده بودند.
خورشید سخاوتمندانه ولی با حرارت معتدل می درخشید و پرتوهایش از میان در ختان سپیدار به ما می رسید که دو سوی جاده صف کشیده و با باد ملایم جاری در هوا تکان می خوردند و برگهای سبزشان را به رقص و طرب وا می داشنتد.
جایی برای صرف چای نگه داشتیم .ملایمت و شور دوست داشتنی در فضا موج می زد به ، هر طرف که می نگریستی گویی نقاش ازل بر همه هستی دست نوازش کشیده بود.واقعا از او سپاس که آن همه شادمانی را بر جهان فرو می بارد.
اردبیل
سر انجام به اردبیل رسیدیم. شهر مردمان خونگرم با تاریخی طولانی !
ظهر گذشته بود و ما بدنبال قدیمی ترین و مشهورترین چلوکبابی ار دبیل می گشتیم که کبابهایش شهرت ملی دارد.
ما زبان آذری نمی دانستیم. پیرمردی محترم سعی می کرد با زبان ترکی و فارسی مخلوط و با کوشش بسیار آدرس چلوکبابی مورد نظر را به ما نشان دهد.سخاوت و همتش ما را تحت تاثیر قرار داد.
براه افتادیم... ناگهان پسر جوانی که لباس کارکنان سالن غذا فروشی را برتن داشت با ما به راه افتاد. او از جلو حرکت می کرد و ما پشت سر او ، گویی که مواظب بود ما اشتباه نرویم.
و سرانجام به جلوکبابی مورد نظر رسیدیم و پسر جوان به زبان محلی گفت که به جایی که می خواستیم رسیده بودیم.
چلوکبابی در بازاری قدیمی قرار داشت و سالن آن نیز بشکل چلوکبابهای قدیم بود.
غذا را سفارش دادیم و خوردیم ، در هر لقمه تجربه کردیم که بیست و پنج سال بود که چنان چلوکباب خوشمزه ای نخورده بودیم. ما را بیاد دوران چلو کبابهای اصل تهران انداخت.
ادامه دارد...
امیر تهرانی
ح.ف
شبه یادداشتها
۲۱ خرداد ۱۴۰۰ شمسی
پس ما و امثال ما در کجای اقتصاد جهانی هستیم؟
امروز سایت کاپیتالیست نمودار زیر را منتشر کرد و ۱۰۰ شرکت بزرگ جهان را در این نمودار مشخص نمود.
از جمله نکات جالب این بود که این شرکتهای بزرگ اغلب در آمریکا هستند و تعدادی مشخص در چین ! البته اروپا و کره جنوبی ، تایوان ، و چندتایی دیگر نیز مانند هند در این نمودار حضور دارند.
ونکته جالب تر دیگر این که از کشورهای اسلامی فقط عربستان با صادرات گاز و نفت حضور دارد که البته سهم سرمایه ای بازار آن ۱.۹ تریلیون دلار است؛ یعنی ۱.۹ هزار میلیون دلاراست!
یعنی ما که هیچ، حتی روسیه و ترکیه نیز در این جدول یافت نمی شوند. بر این اساس باید از خودمان بپرسیم از لحاظ اقتصادی ما چگونه می توانیم در آینده سهم حتی متوسط و یا اندکی از این جدول و نمودار را به خود اختصاص دهیم؟
این یعنی آینده مطمئن برای میلیونها ایرانی!
بنظر می رسد چین رقابت با آمریکا را مدتها آغاز کرده است و موفق هم بوده است.
مطلب مهمتر این است که کشور سوئیس که به اندازه یکی از استانهای ماست در این جدول حضور دارد و با شرکتهای داروئیش سهم خوبی را به خود اختصاص داده است.
یکی از مدیران شرکتهایی معروف دارویی سوئیس زمانی در تهران به محل کار من آمد تا داروی مزالازین را که برای معالجه ناراحتیهای روده مانند کولیت است معرفی کند توضیح داد که کشور سوئیس خاک و زمین به اندازه کافی ندارد و به همین دلیل کارخانه های داروئیش در کشورهای دیگر قرار دارند و فقط دفترهای مدیریتی در سوئیس است.
با توجه به آن که ما در این بیست ساله اخیر در زمینه تولید دارو پیشرفت خوبی داشته ایم همین صنعت دارو سازی می تواند آینده در خشانی بر ای آینده کشورمان تدارک ببیند.
امیر تهرانی
ح.ف
شبه یادداشتها(۴)
۱۹ خرداد ۱۴۰۰ شمسی
بزرگترین دروغ جهان چیست؟
پائلو کوئیلو در کتاب کیمیاگر و از قول کاهن یا پادشاه سالیم بزرگترین دروغ جهان را این گونه توصیف می کند :
...بزرگترین دروغ جهان این است که در یک لحظه اجاز ه بدهی
پیرمرد نیز خواندن بلد بود شاید پیش تر آن کتاب را هم خوانده بود .
اگر آن طور که میگفت, کتابی خسته کننده بود, هنوز برای مبادله آن با کتابی
د یگری فرصت داشت .
یپرمرد ادامه داد این کتاب درباره چیزی صحبت می کند که تقر یبا همه کتابها دیگر از آن صحبت می کنند.
از ناتوانی آدم ها, در انتخاب سرنوشت خویش
و سر انجام کار ی می , کند که تمام مردم دنیا بزرگتر ین دروغ جهان را باور کنند .
جوانک شگفتزده پرسید : بزرگتر ین دروغ جهان چیست؟
این است که در لحظه مشخصی از زندگیمان اختیارمان را بر زندگی خود از دست می دهیم و از آن پس سرنوشت در, زندگی ما فرمانروا می شود .این بزرگتر ین دروغ جهان است .
جوانک گفت برای من اینطور نشده! می خواستم کشیش بشوم, و من تصمیم گرفتم, چوپان بشوم .
ییرمرد گفت این طور بهتر است, چون تو سفر کردن را دوست دار ی
جوان اندیشید فکرم را خوانده
آیا می توان عمر جاودان داشت؟
می دانیم که حسب تعلیمات دینهای بزرگ ، خداوند نه جسم است ، نه ماده است، نه مرکب است و نه چیزی که بتوان اورا دید ، عکسی از او انداخت، فیلمی از او تهیه کرد...او هیچ یک از این ویژگیها را ندارد. اما یک چیز بسیار بسیار مهم و اصلی دارد...و آن "روح "است. چون خود او می گوید" من از روح خودم نفخه ای در آدم دمیدم." بنابر این خدا روح دارد. و روح است یعنی نفخه ای ، جرعه ای، مشتی ، اندکی از روح بزرگ و بی انتهای اوست که به ما زندگی و حیات بخشیده است.
از این روح الهی در ما هم هست ، با این تفاوت که میزانش در مقایسه با روح خدا هم چون پشه ای بر فرازد اقیانوس است ، و دیگر آن که همین اندک روح نیز باز به نزد خود او باز می گردد.
یعنی اگر او اراده کند که این اندک روح در ما بماند و ما را ترک نکند ، زندگی ابدی و حد اقل عمری تا پایان جهان حتمی است.
مشکل در این است که آیا جسم ما عمر یک میلیارد ساله را می تواند تحمل کند؟
شاید بخاطر همین بوده که خیام شاعر نکته سنج ایرانی آرزوی بازگشت دوباره کرده و گفته است:
ایکاش که جای آرمیدن بودی این راه دراز را رسیدن بودی
کاش از پی صد هزار سال از دل خاک یک لحظه مجال بر دمیدن بودی
امیر تهرانی
ح.ف
شبه یادداشتها(۲)
۱۹ خرداد ۱۴۰۰ شمسی
ما وجادوگران
یک مطالعه تحقیقاتی در کشور ما نشان داده که حدود ۲۵ در صد از گروه انتخابی و تحت مطالعه از مردم ما باورداشتند که جادوگران و ساحران می توانند از طریق طلسمات و عزایم عاشق و معشوق را به همبرسانند.
۵۱ در صد هم معتقدبودند شاید جادوگران بتوانند کاری در این ارتباط انجام دهند.
۲۸ در صد بطور صد در صد آنرا رد کرده و جدی معتقد بودند که از جادوگران و ساحران و عزیمت خوانان کاری ساخته نیست.
جالب تر از همه این که از آن گروه که برای چنین کارهایی به نزد جادو گران می روند و از آنان کمک می خواهند فقط ۱۶ در صد باور به کار این گروه دارند. یعنی فقط ۱۶ در صد از کار آنان رضایت داشته و رسیدن دو نفر بیکدیگر را نتیجه کار جادوگران میدانستند.
شما به کدام گروه تعلق دارید؟
فرق فیلسوف و دانشمند
نیچه متفکر آلمانی در این ارتباط نظری دارد که در کتاب فراسوی نیک و بد آورده و می گوید که دانشمندان عموما برای پول در آوردن، شهرت، خانواده و... به علم روی می آورند. البته گروه اندکی هم هستند که "بهترند"...ولی فیلسوف بخاطر هیچیک از موضوعات فوق دنبال فلسفه نمی رود.
جالب است که چند سال پیش مطلبی خواندم که الان منبع آن را فراموش کرده ام که می گفت" سیاستمداران همه بر سر سفره فیلسوفان نشسته اند."
اکنون پرسش این است: مگر دانشمندان بر سر سفره فیلسوفان ننشسته اند. این فلسفه است که این روزها به علم تبدیل شده است.
امیر تهرانی
ح.ف
شبه یادداشتها
۱۹ خرداد ۱۴۰۰ شمسی
به یاد سفری فراموش نشدنی(۱)
یک ضرب المثل تفرقه افکن گفته است" باجناق فامیل نمی شود" ولی باجناق من از خوبان روز گار است . امروز بیاد سفر چند سال پیش افتادم که همراه با این باجناق و برادر عزیز و همسر از جان عزیز ترخودم و همسر عزیز ایشان به مناطق قزوین ، گیلان و اردبیل و آستار ا داشتیم.
در قزوین از مسجد جامع دیدن کردیم که واقعا دیدنی است و ما را به جو و فضای هزار سال پیش برد. امیدوارم هم مردم قزوین و هم مردم ایران و هم مسئولین قدر این گنج های بیادگا ر از عهد کهن را بدانند.
ورودی مسجد به گونه ایست که گویی به درون قرنهای گذشته و از منظری زیبا سفر می کنید. در کنار آن درب چوبی بلند و قدیمی عکسی انداختیم که من آنرا بعنوان عکس یکی از وبلاگهایم قرار داده ام.درختان وسط صحن مسجد گویی حکایتگر تاریخ مسجدند و بر این تاریخ گویی مناره و شبستان با شکوه و بلند مسجد گواهی می دهند.
درون مسجد شاهکار بی همتای معماری ایرانی است. دیدن آن با گفتگو از آن تفاوت دارد. نور آفتاب از منفذهای سقف بدورن می تابد و تابلویی پرشکوه از رقص نور در فضای مسجد عرضه می کند.
در قزوین بستنی سنتی خوردیم که ما را بیاد بستنی ها سی سال قبل و یا چهل سال قبل تهران انداخت. بستنی اکبر مشدی و یا بستنی ماه نو در میدان شاهپور قدیم!
از دولت سرای زمان صفوی و عمارت سلطنتی که محل زندگی شاه طهماسب بود و به چهلستون معروف بود دیدن کردیم. دولت سرای صفوی بوی قدیمها را می داد . کاخ شاه طهماسب بزرگ نبود و لی زیبا و دیدنی بود.
از موزه سکه قزوین نیز دیدن کردیم واقعا کم نظیر بود. سکه هایی را که آنجا دیدم در جای دیگری ندیده بودم.
آنروز هوا بهاری و لطیف بود و درختان و گلهای دولت سرا و عمارت چهلستون در هوا عطر عشق می پراکندند. انگار یک رایحه سرمست کننده در همه جا پراکنده شده بود. مسافر آگاه در این گونه لحظات می خواهد که هر لحظه از زمان را مزه مزه کند.
سپس به رضوان شهر رفتیم و در خانه و یلایی مادر بزرگوارم که سخاوتمندانه آنرا در اختیار ما گذارده بود وارد شدیم . این مادر عزیز و دوست داشتنی ما از عجایب روزگار است . خدا او را بر ای ما حفظ کند. بخشندگیش به کهکشانها می رسد و وشعاع بخشش دیگران در او بویژه آنانی که او را آزرده اند نیز به اندازه یک کمان با عرش خدا فاصله دارد.
پس از دوروز استراحت در منزل مادر به سفر ادامه دادیم و در کنار جاده ای که دو طرف آن را در ختان سپیدار با جلوه ای از رقص شاخه ها و برگها در باد پوشنده بودند به سمت اردبیل روانه شدیم....
ادامه دارد...
امیر تهرانی
ح.ف