1-فقط افکاری که با پیاده روی بدست میآیند، ارزش دارند.»
2- «زندگیِ بی تحرک گناهیست در برابر روحالقدس.»
نیچه
3- پیاده روی مرتب و همیشگی یعنی:
زندگی سالم، فکر سالم ، روح و جسم سالم
امیر تهرانی
نیچه نویسنده آلمانی گزارش کرده است:
"زرتشت روزی از گرما در زیرِ انجیربُنی خفته بود و دستها را بر چهره نهاده، که ماری دررسید و گردناش را گزید، چنانکه زرتشت از درد فریاد کرد.
چون دست از چهره برگرفت، مار را دید. مار چشمانِ زرتشت را بشناخت و ناشیانه به خود پیچید و رو در گریز نهاد.
زرتشت گفت:«مرو که هنوز سپاسات نگفته ام! تو مرا به هنگام از خواب برخیزاندی. من هنوز راهی دراز در پیش دارم.»
مار غمگین گفت: «راهی چندان در پیش نداری. زهرِ من کُشنده است.»
زرتشت لبخندی زد و گفت:«کجا دیدی که اژدهایی از زهرِ ماری مرده باشد! بیا زهر ات را باز گیر! تو نه چندان توانگر ای که آن را به من بخشی.»
آنگاه مار دیگر بار بر گردن او افتاد و زخماش را مکید."
دوهزار سال، دشمنان عیسی اورا دوغگو، زنازاده، شارلاتان، حقه باز، موجودی افسانه ای و... معرفی کردند و آخر سر با پرداخت خسارتی گزاف مجبور شدند زهر خود را پس بگیرند.
امروزه ما ران هدفی دیگر انتخاب کرده اند و گزش را آغاز نموده اند، باشد که در برهه ای دیگر پس بگیرند.
امیر تهرانی
شبه یادداشتها
ما عادت داریم گناه ناکامیهای خود را به چیزها و اشخاصی نسبت دهیم که بیرون از ما هستند . روز و شب به اینان لعنت می فرستیم. ولی اروین یالوم روانشناس معاصر مقصر اصلی را یافته است:
"-تا وقتی به این فکر چسبیده اید که دلیل خوب زندگی نکردنتان، بیرون از وجودتان است، هیچ تغییر مثبتی در زندگیتان رخ نمی دهد.
-تا وقتی مسوولیت خود را به دوش دیگران بیاندازید که با شما بی انصافی می کنند، (یک شوهر لات، یک کارفرمای زیاده طلب، که از کارمندانش حمایت نمی کند، ژنهای ناجور، اجبارهای مقاومت ناپذیر) وضع شما همچنان در بن بست می ماند.
-تنها خود شما مسوول جنبه های قطعی موقعیت زندگی خود هستید و فقط خودتان قدرت تغییر دادن آن را دارید."
امیر تهرانی
شبه یادداشتها
5 خرداد 1402
زندگی و یا دوندگی؟
شوپنهاور متفکر آلمانی گفته است:
"اکثر مردم هنگامی که به پایان کار می رسند و نظری بر گذشته می افکنند در می یابند که سرتاسر زندگی را چون چیزی گذرا زیسته اند و با حیرت مشاهده می کنند که آنچه بی اعتنا از کنارش گذشته اند و لذتی از آن نبرده اند همان زندگی شان بوده است."
این اظهار نظر فقط در مورد دو گروه از مردمان صدق می کند:
1-آنانی که شب و روز برای کسب ثروت و مقام بطور مداوم تقلا کرده و فقط به پول و ثروت و مقام فکرده و با زندگی و خانواده خود غریبه بوده اند.
2- مردمانی با در آمد اندک و ناکافی که ناچار بوده اند شب و روز کار کنند تا بلکه بتوانند روزی اندکی برای خود و خانواده اشان بدست آورند.
بقیه مردم که در دو گروه فوق نمی گنجند به احتمال قوی معنی زندگی را تا حدود زیادی درک کرده اند.
شبه یادداشتها
اردیبهشت 1402
هنر چگونه کتاب خواندن
ابن سینا چهل بار کتاب متافیزیک ارسطو را خواند. طبق گفته خودش این چهل بار خواندن نتوانست منظور ارسطو را از نوشتن کتابی تحت عنوان " متافیزیک یا مابعد الطبیعه به او بفهماند . تا این که روزی در بازار کتابی از فارابی دیگر دانشمند نامدار ایرانی و با عنوان " مفهوم کتاب متافیزیک ارسطو " را یافت وبا خواندن آن به هدف ارسطو پی برد.ظاهرا مشکل از اصطلاح متافیزیک یا مابعد الطبیعه بود و ابن سینا انتظار داشت که بر اساس نام کتاب مطالب آن نیز در باره حکمت الهی باشد . با این حساب ابن سینا 41 با ر کتاب متافیزیک ارسطو را خواند.
شوپنهاور دانشمند آلمانی زمانی گفته بود:
"هر کتابی که بهخواندنش میارزد باید در آن واحد دوبار خوانده شود، رعایت دستور فوق دو علت دارد یکی اینکه در مطالعه دوم، قسمتهای مختلف کتاب بهتر درک میشود و قسمت آغاز کتاب موقعی نیک فهمیده میشود که از پایان آن نیز مطلع باشیم و دیگر اینکه در این دو مطالعه وضع روحی ما یکسان نیست، در مطالعه دوم ما نظر تازهای نسبت به هر قسمت پیدا کرده و طور دیگر تحت تأثیر آن کتاب قرار میگیریم."
امیر تهرانی