عبدالحسین فرمانفرما از شاهزاده های مشهور قاجار بود که به مقامات سیاسی هم رسیده بود. او همیشه می گفت : من به اندازه کشور سوییس در ایران ملک وزمین و باغ دارم
فریدون خان راننده فرمانفرما نقل کرده بود:
یک روز فرمانفرما را به یک محضر در خیابان آشیخ هادی بردم. مدتی طول کشید تا بیاید ، وقتی آمد و در اتوموبیل نشست متوجه شدم که خیلی ناراحت است. فهمیدم ملکی را که می خواسته بفروشد به قیمت مورد نظرش نفروخته است.
خودش به من گفت: فریدون خان ملک فلان( نام جایی ) را هم فروختیم.
من گفتم: حضرت اشرف سلامت باشد ، هرچه آن خسروکند شیرین بود.
دوباره فرمانفرماگفت: حقیقت این است که بدون رضا و رغبت فروختم.
من گفتم: ملک ملک حضرت اشرف است و مختارند خدا سلامتی بدهد.
اتوموبیل کمی جلو گرفت و فرمانفرما مجددا گفت؛ اما فریدون خان باور کن که خیلی ارزان ومفت فروختیم.
گفتم : تن شما سلامت باشد، این پولها ارزشی ندارد، بچه ها بزرگ شده اند و خرج دارند، مهم نیست.
وقتی به در باغ خانه فرمانفرما رسیدیم و وقتی می خواست از اتوموبیل پیاده شود، گفت: فریدون ! فقط تو میدانی که ما هم این املاک و زمین ها را به همین قیمت ها خریده ایم.
منظور ش قیمت مفت و یا حتی مجانی بوده است.
این است پول دار شدن های افسانه ای!
امیر تهرانی
گزارش حسنک وزیر که در دربار سلطان محمود غزنوی وزیری با حشمت و جاه بود توسط ابوالفضل بیهقی در تاریخ مشهور بیهقی به تفصیل آمده است. این سرگذشت دلخراش که جگر سنگ را آب می کند، نکته پنهانی دارد و آن نکته این است که
:
حسنک مذهب شیعی داشت و در دوران وزارت خود مسعود ولیعهد سلطان محمود د را رنجانده بود
یعنی بطور مکرر او را آزرده بود و این طور می پذیریم که حق با حسنک بود و نه با مسعود. محمود و مسعود سنی بودند و تابع خلیفه بغداد. هرگاه مسعود از او گله کرده بود ، حسنک در پاسخ گفته بود:« من آنچه انجام می دهم به فرمان خداوند خود( سلطان محمود ) می کنم ، هر گاه سلطنت به تو رسید ، حسنک را بر دار کن
!
و قتی مسعود به حکومت رسید در پی انتقام از حسنک بود و در پی بهانه!تا آن زمان که حسنک به مکه رفت تا حج گذارد و در راه بازگشت به دیدن خلیفه بد نهاد نرفت، بلکه از راهی رفت که با فاطمیان ملاقات کر د و هدیه سلطان فاطمی بپذیرفت. خلیفه که از این موضوع خشمگین شده بو در ، آن را بهانه قرار داده و از سلطان مسعود که به جای پدر نشسته بود، خواست تا حسنک را تنبیه کند.
مسعود بدین کار راضی نمی بود ولی آن جمله حسنک را بیاد داشت که به مسعود گفته بود: اگر به سلطنت رسید ی حسنک را بر دار کن ! او نیز حسنک را بر دار کرد.
اگر پای عقل و احتیاط در میان بود چه دلیلی داشت که حسنک به مسعود چنان حرفی بزند و برای آینده خویش دشمنی قوی بتراشد؟
در زندگی روز مره حکم همین گونه است ! چه دلیلی دارد که ما از دوست و فامیل و همکار گرفته تا همسایه و....را با حرف و کلام و جمله بی سود و بی نتیجه بیازاریم تا یک مسعودکی پیدا شود تا حسنک را بر دار کند؟
بسیاری از جنایت ها و گرفتاریهااز زبان و کلام خود آدمی است.بسیاری از جدایی های سوزناک و پودر شدن ها از یک کلام است که نسنجیده بر زبان و یا بر قلم می آید.
امیر تهرانی
قدیمیها اصطلاحاتی داشتند مانند: در حد مقدورات! این اصطلاح همان « در محدوده توانایی» است که امروزه بکار می رود.برای اعمال مدیریت بسیار خوب بر یک مجموعه لازم است که فقط در حد مقدورات عمل کنید. چون این میزان و حد باعث می شود که شما بعنوان یک مدیر و رییس هم عملگرا باشید و هم عقل گرا!
اگر همواره بتازید و همکاران خود را مورد توبیخ و سرزنش و اخراج قرار دهید بدانید که در حال امضای سند نابودی خود هستید.
از سوی دیگر مدیر و رییسی که گروه گرا می باشد و فقط امتیازات را به یک گروه می دهد اطمینان داشته باشد که سقوطش حتمی است.
من در پانزده سال آخر دوران کاری با چنین مدیرانی رو برو بودم . دو تن از مدیران مشکل دار بودند. یکی نمی دانست که حد مقدورات چیست و دیگری نه می دانست که حد مقدورات چیست و نه می دانست که همه امتیازات را به گروهی بخشیدن صندلی ریاست را از زیر پای او بیرون می کشد.
اگر بگویم خود من در مقام کسی که زیاد در معرض ضربه این دو مدیر نبود (چون من مدیر عامل یک شرکت دیگر از همین مجموعه بودم و در ضمن مدیر بازرگانی شرکت اصلی نیز بودم) ناچار شدم فقط پس از دو سال با تعویض مدیر اولی موافقت کنم و اخراج مدیر دومی را نیز پس از دوسال و یا دوسال نیم را شتاب ببخشم.
نکته دیگر ؛ اگر همکاران شما به خواب رفته اند هر گز آنان را بی لیاقت معرفی نکنید بلکه به آنان بگویید: اکنون موقع خواب رفتن نیست و سعی کنید آنان را بیدار کنید.
به هوش باشید که تک تک افراد تحت مدیریت شما به یک کف دست گرمای هستی بخش و شادی آفرین نیاز دارند که شما از خورشید روح خود به آنان عرضه می کنید تا سرمازدگی از وجودشان رخت بر بندد.
هم چنین در حالی که در پی نجات موسسه و سازمان کاری خود هستید برای بهبود وضع افرادی که شما مدیرش هستید واقعا و بطور عملی بکوشید.
اگر متوجه شدید که اکثر کارمندان و یا کار گران شما با حضور شما بعنوان مدیر مخالف هستند و شما نتوانسته آید رضایت آنان را جلب کنید ، عاقلانه تر آن است که خود استعفا دهید تا مجبور به استعفا شوید.
امیر تهرانی
سلسله حوادث از تعدادی بد شانسی و خوش شانسی تشکیل شده که نتیجه آنها بعداً مشخص می شود.
می گویند یک کشاورز چینی اسب پیری داشت که از آن در کشت و کار مزرعه اش استفاده می کرد. یک روز اسب کشاورز به سمت تپه ها فرار کرد. همسایه ها در خانه او جمع شدند و به خاطر بدشانسی اش به همدردی با او پرداختند.
کشاورز به آن ها گفت : « شاید این بدشانسی بوده و شاید هم خوش شانسی ، فقط خدا می داند. »
یک هفته بعد ، اسب کشاورز با یک گله اسب وحشی از آن سوی تپه ها برگشت. این بار مردم دهکده به او بابت خوش شانسی اش تبریک گفتند. کشاورز گفت : « شاید این خوش شانسی بوده و شاید هم بدشانسی ، فقط خدا می داند. »
فردای آن روز وقتی پسر کشاورز در حال رام کردن اسب های وحشی بود ، از پشت یکی از اسب ها به زمین افتاد و پایش شکست.
این بار وقتی همسایه ها برای عیادت پسر کشاورز آمدند ، به او گفتند : « چه آدم بدشانسی هستی...»
امیر تهرانی
کشاورز باز جواب داد : « شاید این خوش شانسی بوده و شاید هم بدشانسی ، فقط خدا می داند. »
چند روز بعد سربازان ارتش به دهکده آمدند و همه جوانان را برای خدمت در جنگ با خود بردند. به جز پسر کشاورز که پایش شکسته بود. این بار مردم با خود گفتند : « شاید این خوش شانسی بوده و شاید هم بدشانسی ، فقط خدا می داند... »
امیر تهرانی
یونگ روانپزشک و روانشناس مشهور معتقد بود :
-دیدن حیوانی وحشی یا طوفانی سهمگین در خواب می تواند نشاندهنده خشم سرکوبشده درون ما باشد باشد.
- عبور از تونلی تاریک یا یافتن گنجی پنهان می تواند نشان دهنده نیاز به رشد یا تحول باشد.
- سقوط از جایی و پرت شدن به پایین ، گم شدن در جایی ناشناخته ، و یا از دست دادن چیزها می توان نشاندهنده ترس از مرگ یا شکست های ما باشد.
یونگ بر این باور بود که احتمالا این نمادها هم هشدار دهنده و هم راهنما هستند و می توانند کمک به خودشناسی و یکپارچهسازی روان نمایند.
اگر هشدار دهنده بودن خوابهایی را که می بینیم درست و منطقی به شما ر آوریم ، در آن صورت موضوع « پیشگو بودن» رویا ها نیز جنبه منطقی پیدا می کند.
پس در هر صورت به فن تعبیر خواب نیاز داریم ، و این کار را هم یونگ و هم تعبیر کننده خواب می توانند انجام دهند که درک درستی از انسان و روان او داشته باشند .
امیر تهرانی
اقتباس: منابع اینترنتی