شبه یادداشتها
۲۶ مرداد ۱۴۰۰ شمسی
درب مخفی ورود خرافات کجاست؟
خرافات و باورهای بی اساس بر سه گونه اند:
-از نادانی سرچشمه می گیرند.
-از ترس بوجود می آیند.
-اثر دلخوش کنک دارند.
نخستین و دومین علت در همتنیده اند واز یکدیگر جدانیستند. علت سومی اگر از ناچاری و موقتی باشد تا شخص در گیر بفهمد که منشاء اصلی مشکل او چه بوده و یا اصلا مشکلی در بین نبوده فقط بشرط موقتی بودن قابل قبول است.
ولی اگر به یک اصل همیشگی تبدیل شود به دو علت اولی مبدل می شود.
اصولا راه حقیقی فهم و دانایی بر این مسیر قرار گرفته است که باید علت اصلی را یافت و این که اصلا علتی حقیقی وجود دار د و یا خیر! اگر وجود دارد به کمک خرد ، دانایی ، تفکر و روشهای علمی در صدد رفع آن بر آییم. باید بدانیم که آیا روشهایی برای ازبین بردن آن علت موذیانه و زیان رسان وجود دارد؟
اگر وجود دارد آنها را بکار گیریم.و یا روشهایی بر ای کاهش زیانها وجود دارد؟از آنها استفاده کنیم.این شرط اصلی عقلانی است و هر آدم باشعوری به آن پایبند است.
...و اگر علت حقیقی نیست و کاذب است هیچ انسان عاقلی بخاطر غیر حقیقی ها بخود ترس راه نمی دهد.
امیر تهرانی
ح.ف
شبه یادداشتها
۲۵ مرداد ۱۴۰۰ شمسی:
جغد ها را هدف قرار بده!
گفته اند که سوء ظن ، بدگمانی بیکدگر هم چون جغد ها یی در حال پرواز اند . جغد ها نیزعاشق ویرانه ها و تاریکیها هستند. بنابر این اگر بدگمانی و سوء ظن در هر خانه و خاندان و قبیله وشهری ظهور پیدا کنند مردمان آنها هر لحظه شرنگ دردناک خیانت و تنفر را در جان خود احساس می کنند.
سنگ بر سنگ بند نمی شوند، همه هم جون سایه های لرزان و ترسان از هم در حال گریزند، هر کس طرف مقابل خود را مقصر می داند، اعتماد مچاله شده به قفس فراموشی پرتاب می شود، همه از هم طلبکارند، عده ای نیز سعی می کنند تابر تعداد این جغد های شوم و یا میزان طاعون بدگمانی و سوء ظن افزوده شود، هنوز کلامی از دهان یک نفر خارج نشده که ده نفر به او هجوم می آورند...
راه کار این است : جغدهای بدگمانی و سوء ظن را هدف قرار داده و اعتماد درونی خانه، محله، شهر و دیار خود را افزون کن! و بدان که هیچ جامعه ای با حضور جغدها و خفاش های نادیدنی نمی تواند زندگی امن و سالم داشته باشد.
امیر تهرانی
ح.ف
شبه یادداشتها
۲۵ مرداد ۱۴۰۰ شمسی
فقط یک کلمه
فرانسوا ولتر نویسنده و متفکر فرانسوی گفته است:
"هرشخصی دو بار میمیرد، یک بار آنگاه که عشق از دلش میرود و بار دیگر زمانی که زندگی را بدرود میگوید، اما وداع با زندگی در برابر مرگ عشق، ناچیز است.
من می خواهم فقط یک کلمه به گفته بالا اضافه کنم و آن واژه" بشریت" است، البته با اجازه از روح ولتر و مطمئن هستم که او مخالفتی ندارد:
"هرشخصی دو بار میمیرد، یک بار آنگاه که عشق به بشریت از دلش میرود و بار دیگر زمانی که زندگی را بدرود میگوید، اما وداع با زندگی در برابر مرگ عشق، ناچیز است."
امیر تهرانی
ح.ف
شبه یادداشتها
۲۴ مرداد ۱۴۰۰ شمسی
آیا پول ....شیطان است؟
گابریل گارسیا مارکز در یکی از کتابهای خود حمله معروفی دارد که می گوید: پول مدفوع شیطان است؟
ولی واقعا پول همان است که مارکز گفته است؟ من این گونه فکر نمی کنم. یک بار از برتراندراسل ریاضیدان و فیلسوف انگلیسی پرسیدند: بر ای خوشبختی یک جامعه به چیزی نیاز می باشد؟ او پاسخ داده بود: به هوشمندی نیاز می باشد.
مسلما هر صاحب هوشمندی می داند که برای بهبود وضع زندگی شخصی و عمومی به یک وسیله برای مبادله کار و کالا و خدمات نیاز می باشد که آن وسیله پول نام گرفته است.
بنابر این تازمانی که پول برای بهسازی و بهبودی بشر یت بکار می رود ، هدیه ای آسمانی است. و درنتیجه آن پولی مدفوع شیطان است که خون آلود است و از منجلاب خیانت و دزدی و رشوه بیرون آمده است.
امیر تهرانی
ح.ف