شبه یادداشتها : دیروز و امروز

یادداشتهای روزانه از خرداد سال ۱۴۰۰ شمسی

شبه یادداشتها : دیروز و امروز

یادداشتهای روزانه از خرداد سال ۱۴۰۰ شمسی

شبه یادداشتها :۴ دیماه ۱۴۰۰ شمسی : نظر اسپینوزا متفکر مشهور هلندی


شبه یادداشتها

۴ دیماه ۱۴۰۰ شمسی


نظر اسپینوزا متفکر مشهور هلندی 

"بارها از دیدن اینکه مبلغین مسیحی، که در ظاهر عشق و محبت و صلح و گذشت و شفقت را به تمام مردم عالم توصیه می‌کنند، خود با کینه و بغض عجیبی با هم می‌جنگند و به سخت‌ترین وضعی همدیگر را دشمن می‌دارند دچار تعجب می‌شوم، دلیل آنها بر دین خود رفتار و عملشان است نه فضایلی که تبلیغ می‌کنند."


من با خواندن این گفتار بیاد گفتار دالای لاما می افتم که چندی پیش گفته بود:

"اگر دینت باعث شده است که بخشنده تر، فهمیده تر ، دل رحم تر و موثر تر شده باشی بدان که دینی خوب اختیار کرده ای!"

راستش حقیقت این است که همین سخن دالای لاما مرا به شک وتردید بیشتر وا     می دارد . چون اگر بخواهیم آنرا به دین بودا ربط دهیم می بینیم که  در میانمار که اکثریت بودایی هستند، مردم پیرو بودای صلح طلب ،  اقلیت مسلمان را بدون هیچ دلیل زنده زنده در آتش می سوزانند.

امیر تهرانی

ح،ف



شبه یادداشتها: یکم بهمن ماه ۱۴۰۰ شمسی : زندگی وارونه



شبه یادداشتها: یکم بهمن ماه ۱۴۰۰ شمسی

زندگی وارونه


- ما بیشتر اوقات به آنچه که نداریم فکر می کنیم، ولی هر گز به آنچه که داریم فکر نمی کنیم.

آرتور شوپنهاور  فیلسوف آلمانی


-در ایالات متحده، بیشتر حسرت و تمایلی وارونه وجود دارد، به این معنی که هدف بزرگ و مُسن شدن نیست، بلکه جوان ماندن است؛ بلوغ و جدایی از مادر نیست، بلکه اتحاد و یکی شدن با اوست.

 به این ترتیب شوهرانِ وکیل، تاجر و صاحب فن که اغلب به راهنمایی والدین،حرفه‌شان را انتخاب کرده‌اند، به عبادت در همان معابد دوران کودکی‌شان مشغول‌اند و در همان حال زنان‌شان در جستجوی عشق‌اند، حتی اگر چهارده سال از زندگی مشترک آنها بگذرد و حاصل آن، دو فرزند خوب و با تربیت باشد...

ژوزف کمپل


متاسفانه این نوع طرز فکر  به زندگی بسیار از جامعه ها و مردمان رخنه کرده و دلیل این همه طلاق، درگیری خانوادگی و کاری ، بزهکاری و گسیختگی اخلاقی تا حد قابل توجهی به همین روش زندگی وارونه مربوط           می شود.

امیر تهرانی

ح،

شبه یادداشتها :۳۰ دیماه ۱۴۰۰ شمسی :۳ ساعت زودتر بهتر از یک دقیقه دیرتر



شبه یادداشتها

۳۰ دیماه ۱۴۰۰ شمسی


۳ ساعت زودتر بهتر از یک دقیقه دیرتر

جمله فوق را شکسپیر نمایشنامه نویس و نویسنده معروف  گفته است. ابتدا که آنرا خوانم نتوانستم ارتباط ۳ ساعت با یک دقیقه را بیابم. ولی با قدری تمرکز روی گفتار ، به این نتیجه رسیدم  که حتی اگر سه ساعت زودتر به محل ملاقات و قرار و بازدید و یا رفتن بجایی  و....برسیم که خود وقت زیادی است ، بهتر از آن است که یک دقیقه دیرتر برسیم. چون با سه ساعت زودتر رفتن زیانی متوجه ما نخواهد شد ولی فقط یک دقیقه دیرتر کافی است که ما برسیم و قطار حرکت کرده و رفته باشد.

پس باید مواظب دقیقه ها بود. 

امیر تهرانی

ح.ف

شبه یادداشتها ۲۹ دیماه ۱۴۰۰ شمسی : گربه ها زیاده خواه نیستند.

شبه یادداشتها ۲۹ دیماه ۱۴۰۰ شمسی : گربه ها زیاده خواه نیستند.

شبه یادداشتها

۲۹ دیماه ۱۴۰۰ شمسی

گربه ها زیاده خواه نیستند.

یک گربه ملوس  با ما و خانه ما مانوس شده است. اکثرا در گرداگرد خانه ما و روی دیوار حیاط خانه ما و روی بسر می برد. با این تفاوت که جای غذای او و یا بهتر بگویم مکان  وقتی که گرسنه است و زمانهایی که گرسنه نیست با یکدیگر تفاوت دارد.

زمانی که گرسنه است طوری روی دیوار می نشیند که مقابل به پنجره بزرگ هال خانه ما باشد و ما او را ببینیم . در این زمان او مودبانه روی دیوار نشسته  و بداخل خانه ما نگاه می کند. پ

مه اعضای خانه ما حتی نوه عزیز و دلبند ما که به دوسالگی نرسیده بلافاصله خبر دار می شوند که وقت غذا ست. نوه امان هنوز سخن نمی گوید و لی با دیدن گربه سر و صدا می کند و گربه را نشان می دهد و به ما می فهماند که باید به گربه غدا بدهیم.

اما زمانی که گربه گرسنه نیست و یا غذایش را خورده به سمت انتهایی دیوار خانه ما رود و رو به غرب           می نشیند و دیگر به داخل خانه ما نگاه نمی کند.

انسان می ماند معطل که ما اسم این موجودات را حیوان گذاشته ایم ولی  زیاده خواهان صنف انسانی را هم مانند غیر زیاده خواهان نسل بشری انسان می نامیم.

امیر تهرانی

ح.ف

شبه یادداشتها ۲۸ دیماه ۱۴۰۰ شمسی: دوست یا دشمن ؟ چگونه آنان را بشناسیم؟


شبه یادداشتها

۲۸ دیماه ۱۴۰۰ شمسی


دوست یا دشمن

رابرت گرین نویسنده مشهور گفتاری در مورد  دشمن دوست نما دارد که من آنر از قول خود او روایت می کنم و سر انجام تجربه ای را که در زندگی آموخته ام        می آورم:


"ما در عصری زندگی می‌کنیم که مردم به ندرت و به طور مستقیم با یکدیگر رفتار خصومت آمیز دارند. قوانین و تعهدات اجتماعی، سیاسی و نظامی و نیز مفهوم دشمن تغییر پیدا کرده است. کسی که در ظاهر با شما دشمنی دارد و خصومتش را آشکار می‌کند در واقع یک برکت است. مردم به سختی آشکارا به شما حمله کرده و اهداف و نیت هایشان و نیز تمایلشان برای نابودی شما اغلب پنهان می‌کنند؛ اما در عوض سیاستمدارانه و غیر مستقیم به شما حمله می‌کنند. درست است که تعارضات و خشونت ظاهری کمتر شده است؛ اما رقابت در دنیای امروز حرف اول را می‌زند. برای پیروزی در این دنیای رقابتی، مردم آموخته اند که بیش از هر زمان دیگر، باید هوشمندانه رفتار و در خفا حمله کنند. آنها در بسیاری اوقات، دوستی ها را راهی برای مخفی کردن خواسته های تهاجمی‌شان می‌دانند و به شما نزدیک می‌شوند تا صدمه‌ی بیشتری برسانند. یک دوست بهتر می‌داند که چگونه به شما آسیب برساند. آن ها به سوی شما دست دوستی و اتحاد دراز می‌کنند، در حالیکه این دوستی ها واقعی نیست. آنها در ظاهر حامی شما هستند؛ اما در اصل، منافع و مصلحت های خودشان را با هزینه‌ی شما پیش می‌برند...گاهی بی تفاوتی و بی توجهی سلاح های بهتری نسبت به تجاوز و تهاجم است. در تهاجم نمی‌توانید دشمنی‌تان را پنهان کنید؛ اما با بی توجهی به سادگی می توان نقاب بر چهره زد. بدگمانی و همه‌دشمن‌پنداری را کنار بگذارید؛ اما بدانید که افرادی هستند که آرزوی رنج و زیان شما را دارند و به طور غیر مستقیم برای ضربه زدن به شما تلاش می‌کنند."


تجربه های شخصی من:

دوست را به صورت زیر می توان طبقه بندی نمود:

۱-دوست حقیقی و عاقل 

۲- دوست حقیقی و جاهل

۳-دوست غیر حقیقی و عاقل

۴-دوست غیر حقیقی و جاهل


مسلم است که دوست از نوع شماره (۱) هدیه ای آسمانی است که می توان در پرتو دوستیش  از شر بسیاری از خطرها و مشکلات رهایی یافت و با او مسیر زندگی را پیمود
و دروازهایش بهشت را با کمک او گشود.
اما دوست شماره (۲) اگر چه دوست است ولی غرق در جهل و نادانی است. اما چون دوست است ، شما که دوست حقیقی و عاقل او هستید، این بلا زده جهل و نادانی را به یک دوست حقیقی و عاقل تبدیل کنید ...آنگاه او نیز همان هدیه آسمانی خواهد بود.

اما در باره دوست از نوع سوم و چهارم ؛ از هردو ی آنان بگریزید همانگونه که از مار و افعی می گریزید...چون آن دو  حقیقی نیستند...آنان  یک  شبح هستند...شبح تاریکی و انتقام ...شبح دشمنیها و کینه و حسادتها...
از ویژگیهای این دو یکی آن است که همواره شمارا به افراط و تفریط هدایت می کنند  و به تشویقتان می کنند که به استقبال خطر بروید. پس از آنان دوری کنید!
لازم نیست شما هم از در دشمنی در آئید . بلکه کار عقلانی کنید: خودتان را از آنان بگیرید. 
 هر گز نشان ندهید که قصد تلافی دارید . بلکه فقط  با آنان مراوده نداشته باشید! بدیدنشان نروید! به خانه اشان نروید. ولی اگر بدینتان آمدند در رفتار خود محتاط باشید ! یعنی شما هم نشان ندهید که دشمن هستید .
 در ضمن به وظیفه انسانی خود عمل کنید  و آنچه شایسته شخصیت شماست بجای آورید. اگر کمکی خواستند و در حد توان شما بود انجام دهید . راهنمائیتان از روی انتقام نباشد. چون شما شبح نیستید ، بلکه از ابتدا دوست عاقل و حقیقی بودید ، این آنان بودند که بد راهی انتخاب کردند.
امیر تهرانی
ح.ف