شبه یادداشتها : دیروز و امروز

یادداشتهای روزانه از خرداد سال ۱۴۰۰ شمسی

شبه یادداشتها : دیروز و امروز

یادداشتهای روزانه از خرداد سال ۱۴۰۰ شمسی

خردمند و روشنفکر چه کسی است؟

خردمندان  کیستند؟ 

-افراد خردمند در بحران‌ها آرامش خود را حفظ می‌کنند ودر مواقع بحرانی، به صورت جامع به قضیه نگاه می‌کنند. 

-انسان‌های خردمند، متفکر و درون‌اندیش هستند.

-آنان هستند که بر گروه اثر می گذارند نه آنکه مانند کاهی در مسیر باد همراه گروه برده شوند. 

-به پیامها، گفته ها، نقل قولها، روایتهای تاریخی و خبری با دیدی تحلیلگرانه نگاه می کنند. 

- آن‌ها محدودیت‌های دانش  و توانایی خود را می‌شناسند،و می‌توانند از زوایای مختلف به مسائل نگاه کنند.  

-این افراد در موقعیت‌های به نظر منفی، می‌توانند مثبت اندیش باشند

-یک فرد خردمند می‌تواند ذهنش را طور برنامه‌ریزی کند که بین منافع شخصی خود و منافع دیگران تعادل برقرار کند. 

-یک فرد خردمند می‌تواند بین طولانی مدت و کوتاه مدت تعادل برقرار کند و تمام شرایط برای سازگار شدن با موقعیت کنونی را فراهم کند. البته همواره سعی در تغییر شکل شرایط فعلی دارد و به دنبال خلق یک موقعیت جدید است.

-آنان سعی دارند  خردمندترباشند و در نتیجه سعی می کنند بتوانند منافع مختلف به هنگام مواجهه با یک معما و دو راهی را ارزیابی کنند؛  یعنی هم منافع کوتاه مدت و هم منافع بلند مدت. بعلاوه‌ی اینکه به محیط درحال تغییر خود و اینکه به چه شکلی ممکن است در بیاید، دقت کنید.

- آنان همواره در پی دانستن و دانایی هستند و در باره موضوعی که نمی دانند و یا  اندکی می دانند نظر نمی دهند. 

-از گفتن نمی دانم، باید بپر سم، و... واهمه و ترس ندارند.

-ادعای همه چیز دانایی ندارند.

-بدنبال در گیری ها و تنش های بی نتیجه با دیگران نیستند.

-خطر را زودتر تشخیص می دهند و در فکر چاره بر می آیند.

-در زمان حال زندگی می کنند و برای آینده طراحی می نمایند.

حال شمابه این فهرست بیافزایید!

امیر تهرانی

بخت اگر مدد کند...

شبه یادداشتها

می توان گفت که بخت خوب و بد  هم         می تواند  یکی از عوامل پیشرفت باشد. چون ما در اطراف خود بعضیها را می بینیم که     هر کاری   می کنند  اموراتشان  اکثرا  به سودشان تمام      می شود.

و لی در مقابل  گروهی نیز هستند که هر چه می دوند ، هر چه زحمت می کشند  موفقیتی  بدست نمی آورند... چرا؟. راستی چرا؟ :

-شاید راه را اشتباه رفته اند.

- شاید دیر اقدام کرده اند؟ 

-شاید عجله کرده اند؟ 

شاید پشت کار نداشته اند؟

- همه اینها می تواند درست باشد.

چون محرومانی فراوان بوده اند که علیرغم شکستها پیروز شده اند.

پس راهی برای شکست بخت نامساعد وجود دارد و آن پشتکار است و خدا پدر کار را بیامرزد.

اما اگر هر راهی رفتیم  و نشد و هرچه زحمت کشیدیم و  به جایی نرسید،  در این گو نه موارد

علت ناکامی چیست؟ 

 یک نکته را نیز باید ذکرکنم و آن این که برخی گناه عدم موفقیت  را به موقعیت جغرافیایی  نسبت می دهند و معتقدند بعضی منطقه ها، بعضی شهر ها ، بعضی قاره ها در گیر نوعی در هم تنیدگی امور بوده و این که سیستم برای پیشرفت عمومی مناسب نیست.

ولی اگر  شخصی  باغی و زمینی را بدون برنامه ریزی خرید و ناگهان در آن باغ و یا زمین  گنجی یافت ، و یا آن که بعد  کوتاه مدت پس از خرید بورس آن منطقه بالا گرفت و بدون دخالت خریدار قیمت بالاگرفت و خریدار باغ و زمین را به قیمتی خوب فروخت ،این همان چیزی است که به بخت و اقبال معروف می باشد.

چون کاری  توسط شخصی صورت گرفته و نتیجه ای داده که هر گز انتظار اش نمی رفته  بنابراین   چنین موفقیتی  جزو اتفاقات نادر بوده است.

ابن سینا چنین واقعه ای را که هیچ گونه برنامه ریزی خاصی در ارتباط با نتیجه بدست آمده صورت نگرفته بخت می نامد و آنرا جز و حوادث حداکثری و دایمی به شمار نمی آورد.

اتفاق حداکثری و دایمی آن گونه امور و وقایعی  است که اغلب اتفاق می افتد .

 ولی اتفاق غیر دایمی و نادر  سازنده و موفقیت آورنده جزو آن اموراتی است  که بخت خوب  نام دارد.

امیر تهرانی

شبه فیلسوف ها


شبه یادداشتها

در یونان قدیم و بر اساس یک روش سقراطی هر کس که "دوستدار دانایی" بود  را فیلسوف می نامیدند. چنانکه سقراط خودش را فیلسوف می نامید والبته  فیلسوف به معنای واقعی که عمیقا روحش و ذهنش در جستجوی دانایی است. 

متاسفانه امروزه بسیاری مطالعه      می کنند، کتاب و مقاله می خوانند، وبدنبال دانایی هستند و لی این جستجوی آنان همراه با تفکر منطقی نیست.

 به همین دلیل است که ما در جهان 

" شبه فیلسوف" زیاد داریم.

امیر تهرانی 

از عشق تا عشق

شبه یادداشتها

اریش فروم روانشناس مشهور  عشق را به سه گروه تقسیم بندی کرده و علت هر نوع " عشق" را این گونه توجیه می کند:

عشق کودکانه از این قانون پیروی می کندکه "دوست دارم چون دوستم دارند.

" قانون عشق بالغانه این است:"دوستم دارند چون دوست دارم. 

عشق رشد نیافته می گوید:"دوستت دارم چون به تو نیاز دارم"

عشق بالغانه می گوید:"به تو نیاز دارم چون دوستت دارم. "

امیر تهرانی